[go: up one dir, main page]

 | تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

همسر خوش هیکل من

صفحه  صفحه 2 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین »  
#11 | Posted: 19 Jul 2013 00:01
قسمت 11
همینکه رسیدیم زنا رفتن که لباس عوض کنن، همه خیلی خسته بودیم، منو جواد مشغول صحبت کردن بودیم در مورد کارو بیرونو ... که یه دفعه پری اومد بیرون، یه شلوارک سفید کوتاه که زیرش شرت قرمز و کوچیکش معلوم بود با یه تاب سفید خیلی باز که کمرش لخت بود و از بالا فقط دو تا بند داشت و سوتین سفیدش تابلو بود!! جواد که زنشو دیدبلند شد که دنبالش بره اشپزخونه و بهش گیر بده که با دیدن زنم پشیمون شد و نشست تا زنمو ببینه. نمیدونین چیکار کرده بود زن کون گنده من!! یه لباس سیاه یه سره پوشیده بود که از پایین فقط کونشو میپوشوند و از بالافقط نوک سینه هاشو میپوشوندو کل سینه هاش بیرون بود، جنده حتی سوتین هم نپوشیده بود و بعدا فهمیدم که شرت لامبادا پوشیده!
چون زیر لباس هیچی نداشت موقع راه رفتن کون و سینه هاش میلرزید و حدودا 5 ثانیه بعد اومدنش برجستگی کیر جواد تابلو بود! زن جندم لباسش اونقد تنگو کوتاه بود که هر چند ثانیه یه بار مجبور بود بکشه پایین وگرنه کونش میافتاد بیرون، چون کونش خیلی گردو گنده بود و زیر لباسشم هیچی نداشت که لباس بهش گیر کنه همش سر میخورد و میرفت بالا، جواد رو به اشپزخونه نشسته بود و داخل رو قشنگ میتونست ببینه، ولی من بخاطر اوپن چیز زیادی نمیدیدم. زنا داشتن وسایلو میشستن که برده بودیم بیرون. یه دفعه بلند شدم برم لباس عوض کنم که دیدم پری مشغول شستنه و حواسش به زنم نیست اونم جلو یه کابینت برا مرتب کردن وسایل قمبل کرده و لباسشم رفته بالا و کونش کاملا لخت شده!! من رفتم داخل اون یکی اتاق و از داخل اتاق همه چیو میدیدم جواد هم کامل رفته بود تو کف کون گندش و اصلا حواسشون نبود که من دارم میبینم! زنم حتی وقتی کارش تموم شد و بلند شد وایساد لباسشو درست نکردو پشت سر پری وایساد جوری که نبینتش و کون لختشو به جواد نشون میداد. جوادم کیرشو میمالید و زیر لب قربون صدقش میرفت. زنم لباسشو کشید پایین و اومد پیش جواد نشست که ماهواره ببینن. زنم رفت جلو در دستشویی وایساد و به جواد اشاره کرد که بیاد، اونجا از اشپزخونه دیده نمیشد و مثل اینکه خیالشون از بابت من راحت بود چون اصلا اینورو نیگا نمیکردن انگار زنم گفته بود که من کس کشو بی غیرتم!! همونجا شروع کرد اروم لب گرفتو لباسشو داده بود بالا و کونشو میمالید. زنمم کیر جوادو میمالید براش. یه چیزی در گوش زنم گفت و رفت پیش پری زنمم رفت دستشویی. من یه شلوارک پوشیدمو مونده بودم کیرمو چیکار کنم که تابلو راست شده بود. خلاصه هرجور بود کیرمو پوشوندمو رفتم تو پذیرایی نشستم. جوادم اومدو کنار من نشست. زنم اومد گفت بخوابیم دیگه من خیلی خوابم میاد و بعدش همراه پری رفتن که جای مارو تو اتاق پهن کنن. زنم عین جنده ها شده بود با اون تیپش و کیر مارو حسابی راست کرده بود!! رفتیم تو اتاق برا خواب ولی درو نبستیم چون زنم گفت گرمه بزار باز باشه در ضمن شب مبرم دستشویی صدای در اذیتت میکنه!! زنم لباسشو در اورد و دراز کشید، گفتم مسواک نزدم صبر کن مسواک بزنم بیام. چراغها کلا خاموش بود و همه جا تاریک بود، منم رفتمو کنار روشویی وایسادم برا مسواک زدن ولی درشو قفل نکردم، اینو بگم که دستشویی و روشویی با یه در از هم جدا میشن و دو نفر میتونن همزمان استفاده کنن. یه دفعه دیدم در باز شد و پری با یه لباس خواب سفید که جلوش توری بود و کل سینه هاشو شکمش معلوم بود اومد که بره دستشویی دید من اونجام گفت شرمنده ببخشید اصلا حواسم نبود بعدا میام، گفتم نه بابا من الان تموم میشم شما بفرمایید برید داخل. چند لحظه همونجا مردد وایسادو گفت باشه بازم شرمنده، وقتی خواست رد بشه پشتشو کرد طرف من و کامل کون لختشو مالید به کیر من اوووووف چه حالی داد کیرم فوری شق شد بعدم جلو من خم شد که دمپاییو بزاره بپوشه و حسابی منو دیوونه کردبا این کارش! من مسواکم تموم شدو با کیر شق شده رفتم تو اتاقمون، دیدم زنم پشت به من دراز کشیده منم بدون اینکه بفهمه شلوارکو شورتمو کشیدم بیرون و کنارش دراز کشیدم و کیرمو مالیدم به کون لختش. گفت اااااا نکن خوابم میااااد
گفتم پس این کیرو چیکار کنم باید ابمو بیاری که وضعم خرابه، گفت خستم اصلا حوصله ندارم برو بخواب تو هم. جنده هرکار کردم نذاشت حتی لاپایی بکنمش!! گفت بخواب دیگه با اون کیرت حالگیری نکن. دیگه چاره نبود منم دراز کشیدم ولی میدونستم خبری هست الکی خودمو زدم به خواب ببینم این جنده چیکار میکنه. بعد حدود یه ساعت زنم پاشد رفت بیرون بعد چند ثانیه اومد و منو صدا کرد منم خودمو زدم به خواب و جواب ندادم. بعد چند دفعه صدا زدن گفت مرده شور اون کیرتو ببرن ببین چه جور خوابیده!!
بعدم رفت دم در و معلوم بود با یکی داره حرف میزنه، جواد: پری خوابش سنگینه خیالت راحت باشه، کس کش خوابید؟
زنم: اره اونم خوابه خوابه مثل خرس افتاده
بعد رفتن ، منم ارومو بی صدا رفتم دنبالشون و دید رفتن اشپزخونه. چون جایی که من بودم تاریک بود اونا متوجه من نمیشدن، اتاق خوابی که پری توش خوابیده بود جوری بود که به اشپزخونه دید نداشت و تا بیرون نمیومد نمیتونست اونارو ببینه،
ج:با این کون گندت حسابی دیوونم کردی جنده بیا که میخوام جرت بدم. بیا کیرمو بکن دهنت ببینم
زنم که همون لباس مشکی تنگ و کوتاه رو پوشیده بود جلوش زانو زدو شروع کرد لیسیدن کیرش، جواد موهاشو گرفته بود و با فشار کیرشو تو دهن زنم جا میکرد و زنمم مثل جنده ها حال میکرد!! موقعی که واسه من ساک میزد خیلی ناز میکرد خیلی اروم اینکارو میکرد اما الان داشت کیرشو میبلعید!! جواد گفت اون شوهر بیغیرتت ناراحت نمیشه اونجوری میگردی؟ زنم کیرشو در اوردو گفت نه بابا خیلی هم حال میکنه وقتی میبینه کونمو دید میزنن! اصلا انگار مرد نیست! خیلی دوست دارم جلوش کس بدم و اون ببینه که زنشو جنده کردن. داشتم شاخ در میاوردم ازن حرفا از دهن زن من بیرون میومد؟!!
گفت جواد قربون اون کیرت برم تا حالا به شوهرم کون ندادم اما دوست دارم به تو بدم،
جواد: یعنی تو تا حالا کون ندادی؟ پس کونت چرا انقد گندست؟!!! فکر میکردم هر روز کون میدی
زنم: راستش قبل ازدواج یکی از فامیلامون مجبورم کرد بهش کون بدم و بعدش هر هفته کونمو میگایید، اولاش خیلی اذیت میشدم ولی بعد 5 6 بار دیگه خودمم میخواستم مخصوصا که کونم داشت گنده تر میشد و حسابی کیف میکردم با این قضیه! ولی چون میترسیدم شوهرم بفهمه کون دادم و ناراحت بشه و زندگیم خراب بشه به اون ندادم و نذاشتم حتی فکرشم بکنه ولی امشب دوست دارم یه دل سیر کونمو بکنی اخه یک ماهی میشه کون ندادم و امروز با این همه انگشت کردن حسابی کونم به خارش افتاده. جواد: ای جونم من عاشق اون کونتم جوری بکنم که فردا نتونی راه بری
بعد رفت از یخچال یه کرم ورداشتو با اون کون زنمو کامل چرب کردو انگشت کرد توش گفت چقد تنگه تو که گفتی خیلی دادی!
زنم: اخه اون فامیلمون همچین کیرش گنده نبود کون منم خاصیت تنگیشوحفض کرده. حالا بزن توش که دارم میمیرم نمیدونی چقد کیر میخوام، یه ساعت پیش شوهر کونیم هر کاری کرد بهش ندادم اخه میدونی هرچی بیشتر تو کف باشه بیشتر بهم ازادی میده و راحتتر میشه خامش کرد
حین این صحبتها جواد داشت با کون زنم ور میرفت و انگشتش میکرد منم کیرمو میمالیدمو با صحبتاشون حال میکردم. جواد کیرشو گذاشت دم سوراخ کون زنمو فشار داد داخل همینطور که میرفت داخل زنمم لبشو گاز میگرفتو اووووف میگفت
جواد: ارومتر بابا الان شوهرت بیدار میشه ها
زنم: بزار بیاد ببینه که چطور دارم بهت کون میدم جووووون دارم پاره میشم عجب کیری دارییییی بزن تا ته بزن که کیر میخوام امروز 20 تا کیر به کونم مالیدن اما فقط تو تونستی بزاریش تو کونم جووووون
جواد: واااااای که چه کیفی میده تا حالا تو عمرم همچین سکسی نکرده بودم خیلی نرمو گندست خیلی عالیه کونت بی همتاست. دوست دارم با سیلی بزنم رو لمبرای کونت تا حسابی بلرزن . پاشو میخوام ایستاده بزارم تو کونت
زنم بلند شد وایساد و کونشو داد عقب جوادم از پشت فشار دادو کرد تو کونش. اخ اینجوری درد داره جواد داره میسوزهههههه
جواد: اشکال نداره جنده جرت میدم که بازم بیای سراغ کیرم، از این به بعد باید واسه کیرم التماس کنی. یه دفه کیرشو کشید بیرون و دستشو گذاشت جلو دهنشو تا اخر کرد تو کونشو همونجا نگه داشت! ابشو تو کونش خالی کردوبعد چند ثانیه کشید بیرون. وقتی دهنشو ول کرد زنم گفت نامرد فکر کنم کونمو پاره کردی کثافت خیلی درد گرفت و دست زد به کونشو گفت وااای یه ذره خونی شده عوضی
جواد گفت چیزی نیست جنده بده شوهرت برات بلیسه خوب میشه. بعدشم لبای زنمو بوسید و گفت برو کونتو بشور تا کسی نفهمیده کونی. اونم در حالی که به سختی راه میرفت و دستشو جلو سوراخش گرفته بود که اب جواد نریزه رو زمین رفت تو دستشویی. منم ابمو تو شورتم خالی کردمو رفتم تو اتاق و دوباره خودمو زدم به خواب.
جواد اومد یه نیگا به من کردو دید خوابم رفت، بعد حدودا یه ربع زنم اومد و کنارم خوابید، معلوم بود درد داره هنوز چون وقتی دراز کشید اروم زیر لب گفت اوفففف کثافت و گرفت خوابید. نمیدونم کی خوابم برد ولی صبح ساعت 10 بیدار شدم. زنم هنوز خواب بود و کونش طرف من بود، از نزدیک نگاه کردم دیدم سوراخ کونش قرمز شده!
رفتم بیرون دیدم پری تو اشپزخونست و داره صبحونه رو اماده میکنه، یه دامن کوتاه تا وسط رونش پوشیده بود با یه تاب قرمز باز که پشتش خیلی لخت بود، سلام کردم برگشت جواب سلاممو داد و یه لبخندی زد گفت خوب خابیدی؟ گفتم اره چه جورم تو چی؟ گفت اری انقد خسته بودم که نفهمیدم کی صبح شد! گفتم جواد کو گفت رفته نون بگیره واسه صبحونه، نشستم رو یکی از صندلیهای اشپزخونه مشغول دید زدن پرو پاچه سفید زن دوستم شدم. خیلی سفید بود پوستش! اونم که میدونست من دارم نگاش میکنم عمدا با عشوه خم میشد و از پایین کابینت ها چیزا رو جابجا میکردو با این کارش دامنش میرفت بالا و کونش معلوم میشد خیلی خوشگل بود و من بازم سیخ کردم ولی چون دیشب کیرمو نشسته بودم اذیت میکرد و مجبور شدم اون صحنه ها رو ول کنم و برم دستشویی. وقتی اومدو بیرون دیدم جواد اومده، رفتمو سلامو صبح بخیر گفتیم دیدم دامن پری عوض شده و الان شلوارک پوشیده!
رفتم تو اتاق و زنمم بیدار کردم گفتم عزیزم پاشو صبحونه امادست گفت باشه تو برو منم میام و لبامو بوس کرد. وقتی اومد بیرون یه تاب با یه دامن خیلی لخت و نرم پوشیده بود و از اونجا که رفته بود لای لمبرای کونش معلوم بود شرت نپوشیده، دامنش تا پایین زانوش بود. رفتار همه کاملا عادی بود انگار هیچ اتفاقی نیافتاده باشه و صبحونه رو دور هم خوردیم
ادامه دارد...
     
#12 | Posted: 20 Jul 2013 15:03
قسمت 12
بعد خوردن صبحونه یکم دور هم نشستیم و ماهواره نگاه کردیم، زنامون خیلی با هم راحت بودن و همش مشغول بگو بخند بودن. خلاصه اونروز نهارو خوردیم و بعد چند ساعت استراحت دیگه ما وسایلو جمع کردیمو حرکت کردیم سمت خونه. زنم دوباره همون مانتو قهوه ای بلندشو پوشید و زیرش فقط شرت پوشید، روی اون کون بزرگو گرد خط شرتش زیبایی خاصی داشت. یه ارایش خیلی غلیظ هم کرده بود که با موهای دودی رنگش خیلی میومد. یه روسرس کوچیک که پشت گردنش گره زده بود و باعث شده بود کل گردنو سینش معلوم باشه خیلی سکسی بود، با جوادو پری دست دادیم و خداحافظی کردیم ومن وسایلو بردم پایین، بعد زنم اومد بعدشم جواد. سوار ماشین شدیمو رفتیم. گفتم عزیزم خوش گذشت؟ چطوری؟ گفت خیلی خوب بود جوادو پری خیلی دوست داشتنین. گفتم جواد وقتی این مانتو تو دید بدجوری دیدت میزد ها!! گفت نه بابا جواد اونجوری نیست من که متوجه نشدم بد نگاه کنه!! حتی دیروز تو پارک یکی کونمو مالید ناراحت شد من نذاشتم چیزی بگه، راستی پری میگفت خوش بحالت که شوهرت میذاره این تیپی لباس بپوشی، پری میگفت منم عاشق سکسی گشتنم ولی جواد نمیذاره. زنم میگفت منم براش تعریف کردم که چه کارایی میکنیم و اینکه تو چقد مرد خوبی هستی
عزیزم تو بهترین شوهر دنیایی من خیلی دوستت دارم و خیلی خوشحالم که با تو ازدواج کردم، مطمئن باش هیچوقت نه بهت خیانت میکنم و نهحتی یه نفر دیگه رو یک درصد تو دوست خواهم داشت، تو عشق اول و اخرمیییییییی
احساس میکردم خوشبختترین مرد دنیا هستم و به زن خوشگلم خیلی افتخار میکردم،زنم واقعا اینجوریه ولی بعضی وقتها که خیلی تحریک میشه کنترل خودشو از دست میده و من اینو از رفتارش فهمیده بودم.
گفتم جنده جونم دوست دارس یه دور تو شهر بزنیم؟ گفت اره بریم ببینیم جای خوب داره واسه خرید. رفتیم و تو یه خیابون خلوت دو تا پسر کنار یه ماشین وایساده بودن، به زنم گفتم برو پایین هم کیرشونو راست کن هم ادرس جای رو که شلوغ باشه و بشه خرید کردو بپرس. جایی نگه داشتم که پسرا منو نمیدیدن و زنم یه 50 60 متری رفت تا رسید پیششون همچین نگاش میکردن انگار میخواستن بخورنش سفیدی پاش داشت دیوونشون میکرد، رفت نزدیکشون و معلوم بود داره ادرس میپرسه ولی خیلی نزدیک بهشون وایساده بود و عمدا میچرخید کونشو میکرد طرفشون که ببینن و تحریک بشن اونام حسابی آمپر چسبونده بودن. بعد حدودا ده دقیقه اومد گفت چه بچه های باحالی دمشون گرم، گفتم چی شد گفت خودشون مارو میبرن تا اونجا دنبال اون پراید برو.
رفتیمو رسیدیم یه خیابون خیلی خیلی شلوغ که دقیقا همون چیزی بود که ما میخواستیم. زنم رفت ازشون تشکر کردو پسره خواست بهش شماره بده که زنم نگرفت اما یه چیزی گفت و اومد. پیاده شدمو رفتیم سمت بازار وااای که چه جور زنمو نگاه میکردن اصلا انگار تا حالا زن ندیده باشن. تو اون شلوغی ادما بزور رد میشدنو میرفتن و مخصوص مالیدن بود. به زنم گفتم اینجوری فایده نداره هیچی نمیبینم تو بیفت جلو تا من با مالیده شدنت حسابی حال کنم. زنم رفت جلو یه مغازه شلوغ و مشغول دیدن ویترین مغازه شد. چون شلوغ بود بجز دور و بریهاش کسی پایین تنشو نمیدید و اونایی که از کنارش رد میشدن یا کف دست یا پشت دستشونو بهش میمالیدن و حسابی کونشو دسمالی میکردن تا اینکه یه دفعه همون دو تا پسری که مارو اورده بودن اونجا اومدن و کنار زنم وایسادن و انگار که دوست باشن هرکدوم یه طرفش وایسادن و از پشت هم کونشو میمالیدن زنمم هیچی نمیگفت و فقط داشت از مالش کونش توسط اونا فیض میبرد. چشمای زنم حسابی خمار شده بود و همراه اون دو تا راه افتاد، یکیشون دستشو انداخته بود دور کمرشو کونشو میمالید اون یکی هم پشت سرشون میرفت و تو شلوغیا از پشت میچسبوند به کون زنم.
من خیلی نزدیکشون میرفتم اخه اونا منو ندیده بودن و نمیدونستن. اونیکه دستش دور کمر زنم بود داشت میگفت پس شوهرت کو مگه نگفتی بیاین جلو شوهرم بمالینم میخوام حال شوهرمو بگیرم. زنم گفت اون یه کاری داشت رفت اونو انجام بده بیاد. اونیکه عقب بود چسبوند به زنم بعد گفت شوهرت اگه غیرت داشت تو رو اینجوری نمیفرستاد وسط کیر مردم معلومه اونم کس کشه
زنم گفت شما چیکار به شوهرم دارین کارتونو بکنید که خیلی خوب مبمالید. یکیشون گفت بیا بریم خونمون خالیه ها، زنم گفت نمیشه شوهرم الانه که بیاد، ایندفعه جاشونو عوض کردن و اونیکی رفت جلو دستشو حلقه کرد دور کمرشو اونو به خودش چسبوند و اونیکی هم اومد عقب تا از دیدن کونش لذت ببره. زنم داشت میگفت من که عاشق کیرم ولی میترسم شوهرم بفهمه برای هین نمیام باهاتون. اونا هم وحشیانه داشتن میمالیدنش. یه زنگ زدم به گوشیش گفتم عزیزم اگه دوست داری میتونی بری یه جای خلوت و براشون ساک بزنی ولی سوار ماشین نشو و خونه هم نرو خطرناکه منم دارم دنبالتون میام. زنم گفت باشه عزیزم بای. دوباره رفتم نزدیکشون دیدم داره بهشون میگه شوهرم کارش طول میکشه اگه جای خلوت سراغ دارید بریم اونجا واستون ساک میزنم. یکیشون گفت بابا بیرون نمیشه بریم خونه زنم گفت نه خونه نمیام، بعد دیدم زدن تو یه کوچه فرعی که خیلی هم خلوت نبود و همینجوری میرفتن و منم فاصلمو بیشتر کردم و دیگه نمیفهمیدم چی میگنتا اینکه رسیدن یه جا خلوت و پیچیدن تو یه بن بست که داخلش یه باغ بود. دیدم در باغو باز کردنو رفتن داخل منم رفتم دیدم دور باغ کلا دیوار داره و فقط از اون در میشه رفت داخل. رفتن وسط باغ و منم اروم رفتم داخل و پشت یه درخت قایم شدم.
دیدم از دو طرف چسبیدن به زنمو یکیشون لباشو میخوردو چسبیده بود به شکمو سینه هاش اونیکی هم چسبونده بود به کونشو گردنشو میخورد. سر زنمو فشار داد سمت پایین و گفت برو کیرمو بخور جنده. زنمم مثل جنده ها با عشوه نشستو کمر شلوارشو باز کردو کیرشو دراورد و مشغول خوردن شد بخاطر سر زنم کیرشو ندیدم . اون یکی هم کیرشو کشید بیرونو گرفت جلوش و زنم به نوبت کیرشونو میخورد.یکیشون گفت پاشو میخوام بزارم تو کست زنمم کاندومو بهونه کرد و گفت من به شوهرم کون نمیدم ولی به شماها میدم ولی کسمو کار نداشته باشین. بعدم مانتوشو کشید بالا و شورتشو در اوردو قمبل کرد یکی از پسرا هم رفتو از پشت یه تف زد تو شوراخ کونش و با فشار کرد داخل زنم میگفت ای ای ای میسوزه ارومتر جر خوردم اونم یه سیلی محکم زد در کونشو گفت خفه جنده ما اون شوهر کس کشت نیستیم که واسش ناز کنی ها و وحشیانه تو کونش تلنبه میزد.اونیکی هم موهای سرشو گرفتو کیرشو تا اخر فرو کرد تو دهنش . همزمان با هم تلنبه میزدن و یکی تو کونش و یکی تو دهنش تلنبه میزدن!انگار زنم عاشق این بود که مثل جنده بکننش چون معلوم بود خیلی خوشش میاد. همچین موهای زنمو میکشید که زنم قرمز شده بود و اگه کیر تو دهنش نبود حتما جیغ میکشید! ترسیدم نکنه بلایی سرش بیارن. کیرشو کشید بیرون و یه سیلی خابوند زیر گوشش و جاشو با دوستش عوض کرد و زنمو رو زمین دراز کردو کیرشو بدون تف زدن کرد تو کونش. موهاشم گرفته بود و سرشو میکشید عقب و دوستش کیرشو کرده بود تو دهنشو مجبورش میکرد کیر کثیفش رو بخوره. اخر سر هم ابشو تو دهنش خالی کرد.اونیکی که همینجوری داشت تو کونش تلنبه میزد ابشو تو کونش خالی کرد بعدشم مجبورش کرد کیرشو بخوره و تمیزش کنه. زنم داشت گریه میکرد و من که این صحنه ها رو دیدم ابم اومد و خالی کردم رو زمین و بسرعت از باغ خارج شدم.
از کنار در باغ دیدم که دارن از کونشو صورتش عکس میندازن، دوست نداشتم زنم بفهمه که من این صحنه ها رو دیدم برا همین از اونجا یکم دور شدم. خیلی تحقیرش کرده بودن کثافتها. دیدم که اون دو تا پسراز باغ اومدن بیرونو رفتن منم بعد چند دقیقه زنگ زدم به زنم گفتم کجا رفتین شما؟ گفت مگه نیومدی؟ گفتم چرا ولی گمتون کردم گفت داخل باغیم تو فلان کوچه. گفتم الان میام دم باغ گفت باشه بیا منم میام بیرون. وقتی اومد بیرون دیدم حسابی بهم ریخته و رو صورتش جای سیلی مونده بود و بزور راه میرفت!!
گفتم چیشده مگه قرار نبود فقط واسشون ساک بزنی!! گفت اره وقتی خواستن منو بکنن من مقاومت کردم اونا هم یه سیلی زدن تو گوشمو مجبورم کردن کیرشونو بخورم بعدم رفتن. گفتم یعنی نکردنت؟ گفت نه دیدن جیغ میکشم دیگه ولم کردنو فقط کیرشونو خوردم. من دیگه هیچوقت با غریبه ها تنها نمیشم خیلی عوضین. گفتم نگران نباش عزیزم دیگه نمیزارم کسی اذیتت کنه این دفعه هم چون دیدم دلت میخواد گذاشتم باهاشون بری. نگاه کردم دیدم زیر مانتوش چیزی نداره گفتم شرتت کو؟ گفت کثافتا به زور از پام درش اوردن و بردن با خودشون. رفتیم سوار ماشین شدیم و گفتم شانس اوردی به زور نکردنت گفت اره به خدا شانس اوردم. دیگه تا رسیدیم شهر خودمون نه اون حرفی زد و نه من سوال دیگه ای پرسیدم. وقتی رسیدیم مستقیم رفت تو حموم. میترسیدم با این بلایی که سرش اوردن دیگه لباس سکسی نپوشه و بیرون مردارو تحریک نکنه ولی 2 3 روز از اون ماجرا نگذشته بود دیم یه ساپورت پلنگی با یه مانتو سفید خیلی خیلی کوتاه پوشیده و زیرشم فقط یه سینه بند سیاه داره!! گفتم کجا عزیزم با این کس و کون گفت میرم خونه شهلا!! گفتم خوش بگذره مراقب خودت باش جیگرم.
الان دیگه زنم چند تا کیر خورده بود حداقل کیر 4 نفر رفته بود تو کونش و مطمئن بودم نمیتونه بیخیال سکسی پوشیدنو جنده گشتن بشه ولی دیگه خیالم راحت بود که زیر کیر هیچ غریبه ای نمیره و فقط میذاره بمالنشو دیدش بزنن. خیلی دوست داشتم تعقیبش کنم ولی یه جورایی حوصله نداشتم ولی تا رفتم دنبالش و دیدم که چطوری نگاش میکنن و بعضیا که از کنارش رد میشدن برمیگشتن و کون گندشو نیگا میکردن. هر ماشینی هم که میرسید بهش براش یه بوق میزد. سر خیابون که رسید یه تاکسی دربست گرفت و منم دنبالش رفتم ببینم دیگه چیکار میکنه که رسید سر خیابون خونه شهلا اینا و پیاده شد. زنگ درو زد و بعد چند لحظه در باز شدو رفت داخل. هنوز 2 دقیقه از داخل رفتنشون نگذشته بود که دیدم شوهر شهلا هم از سر کار اومدو کلید انداخت رفت داخل. گفتم چه حالی میکنه این!! تا شب میشینه کس و کون زن مارو دید میزنه نکنه زنم با این هم رابطه داره!! بعد گفتم نه بابا شهلا خودش خونست مگه میشه!! درباره شهلا و زنم بگم که خیلی وقته همدیگه رو میشناسن و شهلا 3 سالی هست که ازدواج کرده ولی بچه ندارن. تو عروسیمون شوهر شهلا انقد مست بود که یه گوشه افتاده بود و شهلا با یه تیپ خیلی سکسی داشت وسط بین مردا میرقصید. من از همون روز اول میدونستم این شهلا کسش میخواره و شیتونه.
تو همین فکرا بودم که راه افتادم سمت خونه و گرفتم خوابیدم خیلی خسته بودم. ساعت حدودا 7 بود که با صدای تلفن بیدار شدم زنم بود، گفت اقا سیامک شوهر شهلا نمیزاره بیام میگه توهم شام پاشو بیا دور هم باشیم. گفتم بابازشته الان میام دنبالت بیا خونه گفت نه نمیزارن توهم پاشو بیا شام یه چیزی میخوریم شما هم کم همدیگه رو دیدین بیشتر با هم اشنا بشین دیگه دیدم چاره نیست قبول کردم و یه ساعت بعد رفتم خونشون
به به چه خبر بود زنمو شهلا چه تیپی زده بودن...
ادامه دارد...
     
#13 | Posted: 22 Jul 2013 02:54
قسمت 13
در باز شد و رفتم داخل ساختمون که 2 طبقه بود و اونا طبقه دوم بودن. طبقه پایین 3 تا پسر دانشجو بودن. رفتم بالا و سیامک شوهر شهلا اومد بیرون پیشوازم و کلی تحویلم گرفتو سلامو روبوسی کردیم و رفتیم داخل، شهلا اومد جلو و باهام دست داد نزدیک بود بغلم کنه چرا اینجوری بود این دختره!!! زنم همون ساپورت پلنگی تنش بود با یه تاب سیاه که شهلا بهش داده بود چون کوتاه بود کمرش لخت بود و قسمت بالای سینه هاشم معلوم بود، دقیقا شده بود مثل جنده های تو فیلم سکسیا!! کونش چه نازی میکرد تو اون ساپورت مثل ژله میلرزید!! شهلا هم که یه دامن کوتاه و گشاد پوشیده بود که خیلی نرمو لخت بود و تا وسط روناش بود با یه تاب گشاد که رو کمرش کشی و تنگ بود اما جلوش تا بالای سینه هاش پوشیده بود ولی وقتی برگشت دیدم پشتش کاملا لخته و تا بالای کونشو میشه دید!! سوتین هم نداشت. همیشه اینجوری باز میپوشید و اصلا رعایت نمیکرد!
سیامک هم یه شلوارک نازک که برامدگی کیرشو نشون میداد البته با وجود اینکه کیرش خوابیده بود!! با یه استین حلقه ای تنش بود. قیافش خیلی به عیاش ها و کسکن های حرفه ای میخورد خیلی قیافه جالبی داشت. منم که رفتم داخل شهلا گفت بیا تو اتاق بهت لباس راحت بدم منم دنبالش رفتم، جلو من خم شد که از طبقه پایین کمد لباس ورداره دامنش اومد بالا و یه قسمت ار کون لختش معلوم شد پشتشم کلا لخت شد اخه تابش فقط با دو تا بند به گردنش وصل بود و سینه هاش از بغل کلا معلوم بود. کونش خیلی خوشکل بود و حسابی باهاش حال کردم. همینطور که خم شده بودو کونشو نشون میداد بدون اینکه بلند بشه یه شلوارک داد بهم گفت بپوش ببین خوبه، میخواست من جلو اون امتحانش کنم!! منم خودمو پررو کردمو شلوارمو در اوردم اونم هی زیر چشمی نیگه میکرد ولی خودشو مشغول گشتن نشون میداد. پوشیدم دیدم کشیه و خیلی تنگه و کیرم تابلو زده بیرون. یه نیگا کرد گفت خوبه و افتاد جلو رفت منتظر نشد که من شکایتی بکنم منم چاره نداشتم رفتم دنبالش. چه قری میداد!! شروع کردیم صحبت کردن و ورق بازی کردنو اینجور کارا و زنها هم فقط عشوه میومدنو جنده بازی در می اوردن! زنم چایی که میاورد کل پستوناش میوفتاد بیرون و جالب این بود که سیا خیلی عادی و خونسرد برخورد میکرد انگار هزار بار دیده این صحنه هارو!
شهلا که هر موقع مینشست لاپاش کلا معلوم بود و حسابی کس و کونشو نشون میداد سیا هم فقط شوخی میکردو میخندید!! شهلا کلا نگاش تو کیرو خایه من بود و همش جلومو نیگا میکرد!!!! قرار بود یه هفته دیگه داداش شهلا زن بگیره و شهلا مارو هم دعوت کرد و گفت که خیلی خوش میگذره بهتون. زنم گفت اخ جوووون عروسییی دلم لک زده واسه رقصو مشروب چه حالی میکنیم اونجا جوووون
این سیا اصلا هیز نشون نمیداد و اصلا تابلو نگاه نمیکرد به کون زنم گفتم بابا تو دیگه کی هستی یعنی این تیپ زنم اصلا چشتو نگرفته؟!!! (البته تو دلم گفتم) بعدا حتما از زبون زنم بکشم ببینم چجوریه
اون شب حسابی خوش گذروندیم و کلی گفتیم و خندیدیم. اخر شب زنم رفت مانتوشالشو پوشید و اماده شد که بریم.چه مانتویی زیرش کلا معلوم بود برا همین با دربست اومده بود!! خدافظی کردیمو از پله ها داشتیم میومدیم پایین که اون 3 تا پسرو دیدیم دم در وایساده بودن. همچین زنمو نیگا میکردن انگار جنده اوردم بکننشو من که رفتم بیرون زنم پشت سرم اومد و جلو اونا مانتوشو داد بالا و ساپورتشو کشید بالا و بعدم مانتوشو مرتب کرد اون پسرا هم چشاشون چهار تا شده بود! کونش داشت ساپورتو پاره میکرد!! موقع ماشین سوار شدن هم مانتوشو داد بالا که چروک نشه!! گفتم جوووون جنده حسابی دیوونشون کردی ها!! گفت یکیشون دوست شهلا بود خواستم نشون بدم که از شهلا خوشکلترو سکسیترم!!
دهنم باز مونده بود یعنی سیا نمیدونه باهم رابطه دارن؟ گفت نه بابا همیشه سرش تو کارو بار خودشه و بقیه اوقات هم دنبال کس کون زناست و دوست دختر داره شهلا هم عوضش با این دوسته. پس برا همین بود سیا هیچی نمیگفت زنش اونجوری جلو من مینشست! گفتم با تو کاری نکرده سیا؟ گفت خیلی دلش میخواست اما من که جنده نیستم برم با این باشم، از وقتی هم که با توام کاریم نداره اصلا منم دوست دارم اذیتش کنم. گفتم پس برا همین بود امروز اونجوری جلوش قر میدادی و سینه های گندتو انداخته بودی بیرون!! گفت اره خیلی سعی میکنه خودشو با جنبه نشون بده ولی چند بار که شهلا نبوده خواسته منو گیر بندازه بکنه که با دسمالی خرش کردمو از دستش فرار کردم. خیلی تو کفمه! من که با این حرفاش سیخ کرده بودم دکمه بالای مانتوشو باز کردمو سینه هاشو بیشتر لخت کردم. اوووووف چه جنده ای شده بود. جلو یه دارو خونه گفت نگه دار برم یه چیزی بگیرم گفتم منم میام، گفت باشه
پیاده رو چند نفری بود ولی خلوت بود. وقتی پیاده شد تا وسط پیاده رو رفت بعد مانتوشو مرتب کرد و عابر ها حسابی کونشو نیگا میکردن و یکیشون دنبالمون اومد داخل داروخانه که بیشتر ببینه. فروشنده یه پسر جوون بود و دکتر فکر کنم تو انبار بود.
زنم گفت اقا یه لوسیون بدن بدین، وقتی فروشنده لوسیون اورد زنم شالشو از سرش ورداشت که حسابی سینه هاشو به یارو نشون بده. طرف خیلی هیز بود و راست کرده بود چون رفت اونورتر و کیرشو مرتب کرد. زنم یه لوسیون گرون ورداشتو بعد رو بمن طوری که هردوتاشون بشنون گفت راستی کاندوم نداریم ها کاندوم هم بگیریم، اونیکه دنبالمون اومده بود دزدکی داشت کیر شق شدشو میمالید. طرف اومد گفت چی بدم زنمم گفت یه دونه نازک باشه. طرف گفت طعم دار میخواید؟ زنم با عشوه گفت اره با طعم توت فرنگی دوست دارم. منم که دیدم داره اذیتشون میکنه گفتم منم اذیت کنم. رو به زنم گفتم ولی ماکه کاندوم استفاده نمیکنیم با کاندوم حال نمیده گفت حالا یه بسته بگیریم لازم میشه. فروشنده نزدیک بود ابش بیاد، من که داشتم حساب میکردم زنم پشت سرم وایساده بود و اون یکی مرده موقع رد شدن خودشو مالید به کون زنم نگو کیرش بلند شده کنترل خودشو از دست داده! زنم جلو فروشنده گفت کثافت اصلا درک نمیکنن دیدی چطوری خودشو مالید بهم. اصلا رعایت نمیکنن که!! گفتم واقعا مالید به کونت؟ عجب بی شخصیتی بود ها
طرف همینجوری دهانش باز مونده بود نمیتونست چیزی بگه. اومدیم سوار شدیم گفت ایول عجب تیکه ای اومدی دیدی طرف چطوری نیگا میکرد!! انقد به یارو خندیدیم. تا حالا اون داروخونه نرفته بودیم و مارو نمیشناخت اخه سر راهمون نبود و ما یه منطقه دیگه بودیم. گفتیم بازم میایم اینو اذیتش میکنیم سوژه باحالیه. خیلی دوست داشتم خودمو جلو یکی بی غیرت و زن زلیل نشون بدم .
رسیدیم خونه و گفتم حالا اون کاندوما رو واسه چی خریدی؟ گفت فقط میخواستم یارو رو اذیت کنم بابا کاندوم میخوایم چیکار و کاندومهارو ورداشت گذاشت تو کمد. قبل اینکه لباساشو دربیاره گرفتمش تو بغلم و حسابی مالیدمش و کیرمو به کونش فشار دادم گفت اووووف چقد دلم هوای کیرتو کرده امروز سکس نکردیم ها. شروع کردم به لخت کردنش و اونم منو لخت میکرد. گفتم جنده من چرا از کون نمیدی بهم؟ گفت دوباره شروع نکن همه دوستام میگن درد داره عوارض داره اصلا نرو طرفش منم اصلا دوست ندارم کون بدم. داشت علنا منو خر میکرد!! اخه چرا به من کون نمیداد!! نمیخواستم اونچیزهایی رو که ازش دیده بودم بگم بهش. گفتم من خیلی شنیدم که میگن اکه کسی کون بده کونش گنده میشه و قبل ازدواج فکر میکردم کون دادی واسه همین کونت انقد گندست. گفت نه من کونم ارثیه ولی مالوندن هم یه ذره تاثیر داره. اخه اگه ناراحت نمیشی باید بگم من چون خوشکل بودمو تو فامیل تک بودم و همیشه هم خیلی سکسی میپوشیدم تو عروسیها و مهمونیها خیلی کونمو میمالیدن تو هم که میدونی بچه ها از اینجور کارا خوششون میاد. از وقتی 13 14 سالمه مردا و پسرای فامیل منو انگشت میکنن و میمالن ولی نذاشتم هیچکدوم منو بکنن و با هیچکدومشون دوست نبودم.
کیرم حسابی راست شده بود گفت جووووون بیغیرت و نیگا چجوری با دادن من حال میکنه تو باید شوهر میکردی بیناموس. چرا از اول اینارو نگفتی؟ اولا چرا انقد جوگیر بودی؟!!
گفتم اخه میترسیدم پررو بشی و دیگه به حرفم گوش نکنی. یه چیز بگم قول میدی جنبه داشته باشه؟ گفت اره شوهر کس کشم بگو تا برات کس و کون فدا کنم. گفتم امروز وقتی تو داروخانه جلو 2 تا مرد اونطوری بی پروا صحبت میکردی و منو مرد حساب نمیکردی خیلی تحریک شدمو حال کردم. خیلی دوست دارم منو بی غیرت و بی عرضه نشون بدی جلو غریبه ها.
گفت واقعا تو با این قضیه حال میکنی؟ همش میترسیدم ناراحت بشی عشقم. فردا چنان حالی ازت بگیرم جلو مردا که ابت بیاد. گفتم پس هماهنگ باش که اگه با خرید چیزی یا حرفی مخالفت کردم بزن تو ذوقم. گفت باشه عزیزم ولی بدون که من تو دلم واقعا دوست دارمو بهت احترام میزارم و اگه چیزی بگم فقط برای تحریک تو و اون مرد میگم.
اونشب یه سکس جانانه داشتیم و حسابی کس و کونشو خوردم و سوراخ کونشو لیسیدم اما اصلا نذاشت کونش بزارم!!
فرداش که از سر کار اومدم نهار خوردمو یکم استراحت کردمو گفتم پاشو بپوش بریم که حسابی برنامه داریم گفت چی بپوشم دوست داری؟ گفتم یه مانتو قرمز گرفتم واست اصلا نپوشیدی جلوش کلا بازه یادته؟ گفت اره
گفتم خوب یه ساپورت سفید یه تاب سیاه البته قسمت عمده سینه هات بیرون باشه ها در ضمن یه شورتی بپوش که اگه جلوی مانتو باز شد رنگ شورتت زیر ساپورت معلوم بشه. گفت ای به چشم کس کش من.
رفتیم بیرون دیدیم به به یه بادی میاد مطابق میل ما و هی مانتوشو از هم باز میکنه!! همه خیره کس و کونشو نگاه میکردن رنگ شرتش انقد تابلو معلوم بود که از همون اول 2 3 نفر افتادن دنبالمون. زنم حتی یه بارم سعی نکرد خودشو بپوشونه که تاب و ساپورتش معلوم نشه. جلوش یه بند داشت که با بستنش قسمت کون زنم کاملا تنگ شده بود و بزرگی و گردی کونشو نشون میداد. رفتیم سوار تاکسی بشیم یه تاکسی نگه داشت که پشتش خالی بود زنم درو باز کردوگفت برو داخل، منم سوار شدمو زنم بعد من و یکی که افتاده بود دنبالمون اومدو سوار شد و بغل دست زنم نشست.زنم عمدا یه جوری نشست که مانتوش از رو پاهاش بره کنار و روناش بیفته بیرون و پستوناشم تو اون تاب داشتن داد میزدن که کیر میخوام!! گفتم یه ذره بیا سمت من که مزاحم اقا نباشی، زنم گفت نه جای منو اقا خوبه مزاحم نیستم، پسره کپ کرده بود تا حالا همچین چیزی ندیده بود.پسره همش سینه ها و رون زنمو نگاه میکردکیرش زیر شلوار باد کرده بود. زنمم خودشو شل کرده بودو خودشو به پسره میمالید. بعضی وقتا کامل روشو میکرد سمت پسره و کیرشو نگاه میکرد پسره هم که میدید من خیلی زن زلیلم پررو شده بودو دست چپشو گذاشته بود بین خودشو رون زنم. زنم پاشو اورد بالا و باعث شد دست پسره بره زیر رونش و کلا پاش بیاد تو دید پسره. من خودمو کشیدم جلو که صورت پسره رو ببینم ولی زنم نذاشتو هلم داد عقب گفت بشین دیگه اه چقد وول میخوری. پسره خیلی حال میکرد که زنم اونجوری جانبشو میگیره!! راننده هی برمیگشت و کس و رون زنمو نگا میکرد. وقتی رسیدیم پسره پیاده شد و منتظر شد بقیه پولشو بدن و زنم پیاده شد و موقع رد شدن از کنارش کامل کونشو مالید به کیر پسره!! پیاده شدیمو رفتیم پسره هم با فاصله دنبالمون میومد، نگاش که میکردم اصلا انگار نه انگار و لبشو میگزیدو به کون زنم اشاره میکرد. یه مغازه مانتو فروشی بود که صاحبش جلو در داشت پستونا و رون زنمو نیگا میکرد، زنم گفت بریم چند تا مانتو ببینیم. رفتیم داخل فروشنده هم دنبالمون اومد.
     
#14 | Posted: 22 Jul 2013 02:55
ادامه
زنم گفت اقا مانتو خیلی کوتاهو نازک چی داری. اونم یه مانتو کتون اورد که جلوش زیپ داشت و خیلی کوتاه بود. زنم در حالی که میرفت سمت اتاق پرو بند مانتوشو باز کرد و مانتوشو از تنش در اورد و داد دستم گفت نگه دار حواست باشه کثیف نشه ها. طرف که زنمو بدون مانتو میدید کیرش بلند شده بود و ناخوداگاه داشت میمالیدش اخه کونش داشت ساپورت رو جر میداد. رفت داخل اتاق پرو و مانتو رو پوشید( نمیدونم دیگه چرا رفت اونتو مرده که کامل اونو دید!) درو باز کرد اومد بیرون گفت قسمت سینه هام اصلا زیپش بالا نمیاد میشه بیاید کمکم!! پسره هم از خدا خاسته رفتو مثلا داشت زیپشو میبست ولی در اصل پستوناشو میچلوند!! گفتم نمیخواد ببندیش من که نپسندیدم درش بیار، گفت ساکت بزار کارشو بکنه خیلی هم خوشکله، پسره گفت خانوم بخاطر سینه بند و تابتون بسته نمیشه. زنم گفت اشکال نداره اینجوری خوشکلتره، بعد چرخید کونشو داد طرف ما و رو به پسره گفت نظر شما چیه شوهرم که اصلا سلیقه نداره بی شعور. پسره شروع کرد از زنم تعریف کردن که خیلی به هیکلتون میاد و واقعا خوشکل شدین منم یه گوشه نشسته بودم و داشتم لاس زدنشون رو نگاه میکردم. همون دم در اتاق پرو مانتو رو در اورد و یه مانتو دیگه ازش گرفت که چارخونه بود و کوتاه و بغلاشم جمع میشد، پوشید و به پسره که دقیقا کنارش وایساده بود گفت اگه زحمتی نیست بغلاشم برام ببندید. اونم گفت به چشم و چسبید به زنم به بهونه بستن مانتوش. اوف کونش کامل بیرون بود و رنگ قرمز شورتش معلوم بود، مرده رو بمن گفت بنظرتون خیلی زیبا نیست؟ تا خواستم صحبت کنم گفت اونو ولش کن اون که مرد نیست بیغیرت، پسره یه نگاه تحقیر امیزی بمن کردو رفت کنار زنم گفت شما خانوم بسیار زیبایی هستید و هیکلتون هم از هر زنی که تاحالا دیدم خوشکلتره و خیلی خوشحال میشم بتونم بیشتر باهاتون اشنا بشم. زنم گفت شما خیلی با شخصیتید کاش این بی عرضه هم یکمی از شما یاد به شما میرفت. بعد گفت پاشو پول مانتو رو بده بریم کار داریم. منم پولشو دادم. زنم جلو اون مانتوشو عوض کردو موقع رفتن یه دست رو کیر سفت طرف کشیدو شمارشو گرفت و رفتیم. پسره همینجور که رفتنمون رو نگاه میکرد کیرشو میمالید. گفتم خوب بلدیا خندید گفت ببخشید تورو خدا اگه ناراحت میشی تمومش کنیم. گفتم نه فقط یه ذره زیاده روی کردی کمترش کن گفت چشم بازم ببخشید. اینبار گشتیم یه مغازه پیدا کردیم کهلباس زیر بفروشه و اقا باشه. بلا خره یکی پیدا کردیمو رفتیم داخل. مرده زیاد توجهی بهمون نداشت تا اینکه زنم به یه ست فانتزی اشاره کرد گفت واااای اینو ببین تصور کن شب بپوشم چیکارم میکنی جوووون شورتش خیلی تو کونم خوشکل میشه!! فروشنده که یه مرد میانسال بود با شنیدن این حرف اومد سمتمون و گفت خیلی خوش اومدید بفرمایین چی میخواین بیارم خدمتتون. زنم مانتوشو یکم بازتر کرد وبا یه عشوه کیر راست کنی گفت بنظرتون اون سفیده بیشتر به من میاد یا اون قرمزه؟ مرده یه نیگا بمن کرد منم واسه اینکه روش باز بشه گفتم والا من میگم سفیده نظر شما چیه؟ اونم یه نیگا به سینه های زنم کردو هیکلشو برانداز کرد گفت یه همچین خانومی با این پوستو هیکل قرمز خیلی بیشتر بهش میاد.زنم گفت منم همینو میگم. اون قرمزارو ورمیدارم و امشب به سلیقه ایشون میپوشم برات. گفتم باشه عزیزم هرچی دوست داری بردار. مرده با این کارای زنم حسابی سیخ کرده بود و اصلا سعی نمیکرد مخفیش کنه تازه سعی میکرد به بهونه مرتب کردن جنسا خودشو به زنم بچسبونه. زنم همینجور داشت جنسارو نیگا میکرد منم از پشت کونشو میمالیدم طوری که تو دیدرس مرده بود. بعد گفتم من میرم دم در اینجا حوصلم سر رفت، زنم مرده رو صدا کرد و قیمت یه لباس خواب سکسی رو ازش پرسید. اونم که دید من بیرونم رفت مستقیم چسبوند به کونش و به بهونه قیمت دادن حسابی مالیدش. یه دفه اومدم داخل گفتم بریم خانومه خوشکلم؟ مرده یه دفه ازش جدا شد خیلی ترسید. زنم گفت نههه صبر کن این 2 3 تا رو هم ببینم بعد، تو برو اونیکی مغازه شلوارای مردونه رو نگاه کن من اینا رو هم نگاه کنم میام. مرده که دید اینطوریه دوباره رفت نزدیکش منم رفتم بیرون و طوری که نبینه وایسادم و مشغول نگاه کردنشون شدم. زنم خودش کونشو چسبوند بهش. مرده گفت شوهرتون نیاد یه دفعه. گفت نترس اون بیغیرت بیادم کاری نمیکنه کونمو بمال که خیلی استادی. اونم شروع کرد مالیدنش که زنم کیرشو از رو شلوار گرفت گفت در مغازه رو ببند دو دقیقه کسی نیاد. اونم اومد درو بست و رفتن داخل اتاق پرو. منم اومدم دم در وایسادم بعد 10 دقیقه اومدن بیرون مرده دستپاچه اومد درو باز کرد و گفت ببخشید داشتم یه ... که زنم نذاشت ادامه بده و گفت اقا دستتون درد نکنه خیلی حال کردم مممم . یه چشمک بهش زد. گفتم چی حال داد کارتون تموم شد؟!! گفت به تو چه دوست داشتم کیرشو خوردم اگه مردی حرف بزن. گفتم عزیزم ناراحت نشو من که چیزی نگفتم. مرده دهنش باز مونده بود یه کلمه حرف نمیزد. اون ست قرمزو ورداشت به عنوان کادو و رفتیم من بازم از مرده معذرت خواهی کردم. رفتیم بیرون گفت وااای نمیدونی چه کیر خوشمزه ای داشت کامل سفت نمیشد از بس گنده بود منم حسابی براش خوردم اخرشم ابشو ریخت رو سینه هاااام جوووون الان وسط سینه هام لزج شده خیلی حال میده. گفتم چی کیرشو خوردی؟!!! گفت اره کس کس کیرش خیلی خوشمزه بوووووود. کم کم خیابونا داشت شلوغ میشد و زنم تابلو بود با اون لباسا گفت بسه بریم خونه دیگه. گفتم باشه جنده من بریم زن سکسی من. واقعا کارت درسته ها!!!
ادامه دارد....
     
#15 | Posted: 22 Jul 2013 17:25
قسمت 14
اونروز تا رسیدیم خونه فقط کیر مردارو از رو شلوار نگاه میکردو از کیر ی که خورده بود تعریف میکرد و با مردای دیگه هیز بازی میکرد. هردوتامون خیلی تحریک شده بودیم و زیاد کنترلی رو کارامون نداشتیم ، وقتی رفتیم سوار اسانسور بشیم یه مرد که چند باری دیده بودمش منتظر اسانسور بود. زنم بهش سلام کرد اونم جوابشو داد. من به زنم گفته بودم که فقط جلو غریبه ها از این کارا بکنه ولی انگار کنترلش دست خودش نبود. و با وجود اینکه جا زیاد بود ولی خیلی نزدیک به پسره وایساده بود. زیر لب طوری که پسره نشنوه گفتم بیا اینورتر وایسا. بلند گفت ساکت شو و با یه لبخند شهوتی یه نگاه خریدارانه به پسره انداخت و کونشو چسبوند بهش پسره منو نگاه کرد و خودشو کشید عقب زنم گفت نترس این که مرد نیست کاری نمیکنه!
این حرف اونم جلو همسایه؟!! دیدم مثل اینکه فایده نداره زنم خیلی پررو شده و باید یه کاری بکنم تا زندگیم خراب نشده. میدونستم الان حشریه برا همین اینجوری میکنه و هرچی بگم وضع بدتر میشه گفتم عزیزم بیا بریم مزاحمشون نشو و پیاده شدیم. همینکه رفتیم داخل لباساشو در اوردمو کیرم کردم تو کسش و شروع کردم محکم تلنبه زدن.زنم میگفت ارومتر چرا وحشی شدی؟ ولی داشت حال میکرد خلاصه حسابی کسشو گاییدم و وقتی ارضا شد منم با چند تا تلنبه ابمو اوردمو ریختم رو شکمش.
گفت اممممم عزیزم خیلی حال داااااد ممنووووون امروز خیلی خوش گذشت. گفتم ساکت باش که دیگه دوستت ندارم خیلی نامردی
یه دفه قیافش عوض شد چشاش پر اب شد گفت چی شده چرا عصبانی شدی؟ گفتم اصلا نمیخوام صداتو بشنوم خفه شو
شروع کرد اشک ریختن، دلم بحالش میسوخت ولی لازم بود. خیلی منو دوست داشت ولی وقتی حشری میشد مثل مستها کنترلشو از دست میداد. گفت منو ببخش هر کاری کردم غلط کردم ببخشید تورو خدا من طاقت ندارم تورو ناراحت ببینم . گفتم امروز زیاده روی کردی ناراحتم کردی
گفت دیگه این کارو نمیکنم فقط بگو که دوسم داری، منم رفتم بغلش کردمو بوسیدمش گفتم عزیزم وقتی یه چیزی بهت گفتم درست انجام بده و بیشتر از اون جلو نرو، الان هم جلو همسایه اونکارو کردی دیگه حق نداری جلو غریبه هم پررو بازی در بیاری ها فهمیدی؟ گفت چشم هرچی تو بگی. اصلا از اولشم دوست نداشتم اونجوری باهات صحبت کنم. اونروز گذشت و زنم یکم ترسیده بود و تا چند روز حرفی از بیرون رفتن نزد تا شد پنجشنبه. شبش عروسی داداش شهلا بود. زنم گفت عزیزم واسه امشب چی بپوشم؟
گفتم 2 3 تا نشون بده ببینم چی داری، اونم چند تا از لباساشو ورداشت گفت اینا قشنگن. یکیشون سیاه و کوتاه بود و دکلته بود و تنگه تنگ، دومیش صورتی بود و چند تیکه پارچه بود تا کف پاش ولی از کون به پایین از هم باز شده بود و وقتی راه میرفت هردوتا پاش تا نزدیک شرتش میوفتاد بیرون! سومیش یه لباس پلنگی بود که از بالا دو تا بند خیلی نازک داشت و قسمت خیلی زیادی از سینه هاش بیرون بود و پشتشم تا نزدیک خط کونش لخت بود و خیلی هم تنگ بود. قسمت کونش خیلی تنگ بود و تا 4 انگشت زیر کسش بودولی روی رونش چاک داشت که وقتی مینشست خط کناری شرتش معلوم میشد. گفتم این پلنگی کی گرفتی که من ندیدم؟ گفت حدود 2 هفته پیش که با شهلا رفتیم بیرون خریدم واسه عروسیشون. گفتم پس میخوای اینو بپوشی؟
گفت هر چی تو بگی میپوشم شوهر گلم. گفتم باشه همینو بپوش گفت فقط چون کونم گندست نمیتونم شرت بپوشم چون باعث میشه چاکش باز بشه و شرتم معلوم بشه که زشته. گفتم باشه نپوش. سوتین هم طبق معمول نپوشید چون پشت لباس باز بود. لباسو پوشید و زیرش هم فقط یه جوراب شلواری رنگ پا پوشید. لباسش اونقد نازک و نرم بود که سینه هاش دائم میلرزید و موقع راه رفتن هی کونشم مثل ژله میلرزید!! گفتم به شرطی میزارم اینجوری بیای که قول بدی دست از پا خطا نکنی ها. چون اونجا اکثرن اشنا هستن و تابلو میشیم ها. گفت من هیچ کاری نمیکنم خیالت راحت. گفتم نگات کنن یا ناغافل دست بزنن به کونت اشکالی نداره ولی نبینم خودت بیفتی دنبالشون یا کرم بریزی ها. گفت چشم عزیزم هرچی تو بگی.
اماده شدیم و رفتیم سمت ادرسی که داده بودن.زنم خیلی ارایش کرده بود و موهاشم داده بود یه طرف و مطمئن بودم امشب میکننش. عروسی تو یه باغ بیرون شهر بود. بلاخره پیداش کردیم . رفتیم داخل چقد مهمون داشتن!! زنو مرد قاطی داشتن میرقصیدن و حال میکردن خیلی عروسی باکلاسی بود یه خواننده خوشکلم اورده بودن که خیلی باحال میخوند. تقریبا همه لباس لختی پوشیده بودن ولی کون زنم تو اون لباس با اون کفشای پاشنه بلند خیلی جلب توجه میکردو همه خیره نگاش میکردن. یه قسمت که مخصوص رقص بود شهلا و شوهرشو دیدیم که دارن میرقصن ما هم یه گوشه وایسادیم نگاشون می کردیم. شهلا یه لباس بلند سفید پوشیده بود که خیلی تنگ و نازک بود و پاهاش توش معلوم بود حالت توری داشت پایینش. سیا انگار مست بود چون داشت کونشو میمالید موقع رقص. شهلا مارو دید و دست سیا رو کشید اومدن طرفمون.سیا با من روبوسی کرد و گفت خیلی خوش اومدین چرا انقد دیر رسیدین!! شهلا هم زنمو بغل کردنو شروع کرد ازش تعریف کردن بعد هم با من دست داد. زنمم با سیا دست داد. سیا گفت خیلی خوشکل کردی ها مراقب خودت باش و خندید، شهلا گفت ببخشید مسته منظوری نداره و همراه زنم رفتن. سیا به من گفت زنت خیلی تیکه شده ها و همینجوری کونشو نیگا میکرد! دیدم مسته مسته گفتم اره مثل زن تو خوشکل شده، حالا بیا بریم برام مشروب گیر بیار. رفتیم یه جا نشستیم و چند پیک زدیم منم کم کم گرم شدم. زنمو شهلا هم اومدن نشستن پیشمون. سیا رو به زنم گفت مشروب میخوری بریزم برات؟ گفت نه دوست ندارم، اونم دوباره واسه من ریخت. یکم که مست شدم گفتم پاشو بریم برقصیم و همراه زنم رفتیم وسط کلی رقصیدیم . همه اون وسط چشمشون به کون و هیکل زنم بود منم که از دیدن لرزش سینه هاش و چرخش کونش راست کرده بودم دستمو گذاشته بودم رو کونش و میمالیدمش اونم خوشش میومد هیچی نمیگفت. همه سعی میکردن یه جوری خودشونو به اون کونش بمالن. گفتم من نمیتونم سرپا وایسم میرم میشینم تو برقص، گفت باشه و رفتم یه گوشه نشستم مشغول دید زدنش شدم. هی میرفت وسط جایی که شلوغ باشه. رقص نور هم بود و گاهی تاریک میشد و حسابی تو اون تاریکی زنمو میمالیدن که دیدم سیا رفت و نزدیک زنم شروع کرد رقصیدن و کم کم چسبوند به کون زنم ولی زنم خودشو جدا کرد و بهش چشم غره رفت. بعد 2 3 تا تلاش دیگه برا مالیدنو چسبوندن به کونش دیگه زنم رقصو ول کرد و اومد پیش من نشست. گفت چیکار میکردی منم خودمو زدم به مستی گفتم انقد خوردم که تو اسمونام گفت پاشو یه دور بزنیم گفتم نمیتونم خیلی خوردم . گفت پس کلید ماشین رو بده برم این کیفو بزارم تو ماشین. سوئیچو دادم و رفت
     
#16 | Posted: 22 Jul 2013 17:26
ادامه قسمت ۱۴
اون که رفت منم افتادم دنبالش. دیدم رفت دستشویی و وقتی اومد بیرون جوراب شلواری تو دستش بود و داشت تو کیفش جا میکرد. اونو چرا دراورد؟!!! حتما نقشه ای داشت. ماشینا قسمت جلویی باغ بودن و اونجا خیلی خلوت و تاریک بود. همونطور که میرفتم دنبالش حواسم بود که منو نبینه. رفت و کیفو گذاشت تو ماشین. هنوز چند متر دور نشده بود از ماشین که رسید نزدیک یه پژو که یه پسره داخلش بود. . پسره تا زنمو دید پیاده شد گفت شهین خانوم کجا با این عجله زنم اول نشناخت چون جاش تاریک بود بعد که نگاه کرد گفت ا علی تویی؟ (علی برادر کوچیکه شهلا بود) و رفت جلو و باهاش دست دادو روبوسی کرد. گفت از وقتی شوهر کردی عجب کوسی شدی ها دیگه مارو نمیشناسی؟ زنم گفت من همیشه کوس بودم، اتفاقا خیلی هم دلم برات تنگ شده مخصوصا واسه علی کوچولو. علی گفت دیوونم کردی بیا بریم اونور کارت دارم. گفت علی الان نه بزار برم شوهرمو مستترش کنم بعد میام. گفت نمیزارم حداقل فعلا یکم برام بخور. من پشت یه ماشین قایم شده بودم. دیدم زنم جلوش زانو زد و شروع کرد کیرشو خوردن و علی هم خیلی مراقب بود که ارایش و موهای زنم خراب نشن. من یکمنگاه کردمو فوری برگشتم سر جام. این زن ما اصلا دادن تو خونش بوده و پیش من انقد خودشو مثبت نشون میداد!! اونجور که بوش میومد با علی هم ارتباط داشته قبلا. بعد 10 دقیقه دیدم زنم اومد و کلیدای ماشین رو داد. یکم نشست پیشم، دستمو گذاشتم رو پاهاش و رونشو مالیدم و اصلا به روی خودم نیاوردم که پاهاش لخته دید اصلا تو باغ نیستم و حسابی مستم گفت من میرم پیش شهلا جونم با عروس دومادم چند تا عکس میندازم. گفتم من نمیام تو برو. رفت پیش شهلا و یکم خندیدن بعدم رفتن واسه رقص و زنم همراه علی مشغول رقص شد. کسکش انگار داشت با زنش میرقصید همچین دستشو گذاشته بود رو کونشو میمالیدش زنمم سینه هاشو واسش میلرزوند. علی زنمو ول کرد و به یکی زنگ زد بعد 20 ثانیه رفت و در گوش زنم یه چیزی گفت و رفت و زنمم بعد چند دقیقه راه افتاد سمت یه گوشه پارک که کسی نمیرفت اونجا چون خیلی خلوت و تاریک بود. تو اون تاریکی افتادم دنبالشون. علی وسط درختا منتظرش بود و باهم رفتن. زنم میگفت چی نشونم میدی؟ گفت بریم دوست دخترمو نشونت میدم. زنم گفت باشه حین رفتن هم دستشو گذاشته بود رو کون زنمو میمالیدش. لباسشو کشیده بود بالا و کون لخت زنمو میمالید زنم هی میگفت نکن یکی میبینه، دوست دخترت ببینه عصبانی میشه ها گفت نترس نمیبینه. رسیدن به یه اتاقک کهنه گوشه باغ که مثل انبار بود. داخلش با یه نور ضعیف روشن شده بود ولی تا نمیرسیدی نزدیکش نمیدیدی بخاطر درختا. علی در و باز کرد و زنمو فرستاد داخل خودشم دنبالش رفت. پنجرش شیشه نداشت و صداشون میومد. یه پسر خوشتیپ اونجا بود و به زنم سلام داد. زنم گفت علی این کیه. علی از پشت بغلش کردو گفت رضا پسر عمومه. زنم که تجربه سکس با غریبه هارو داشت حسابی ترسید گفت اون چرا اینجاست؟ من برمیگردم. علی گفت کونتو دیده عاشقت شده منم از کونت براش گفتم و الان اومده حرفامو بهش ثابت کنم. زنم گفت نتمرد جیغ میکشم ها، علی گفت شهین ضد حال نزن دیگه هزار بار اون کونتو گاییدم اینبارم روش دیگه چرا ناز میکنی. زنم گفت الان شوهر دارم بفهمه طلاقم میده و خواست بره که علی گرفتش گفت اگه شوهرت غیرت داشت که اینجوری بدون شورت نمیومدی وسط. الانم شوهر کسکشت اونجا افتاده و خبر نداره که کس و کونت داره بگا میره.بعدم لباشو گذاشت رو لباش . لباسشو کشید بالا و کونش لخت افتاد بیرون و رضا از پشت کیرشو که حالا لخ کرده بود گذاشت رو کونش و زنم که دید فایده نداره سکوت کرد.علی شروع کرد به خوردن پستوناش. رضا هم زانو زده بود داشت کونشو میلیسید. خیلی تو کف کونش بود.زنمم قنبل کرده بود و میگفت سوراخمو بلیس
علی موهای زنمو گرفت تو دستشو کیرشو اورد بیرون کرد تو دهنش، زنم قنبل کرده بود و داشت کیر گندشو میخورد. بعضی وقتا میرسید به حلقش و اوق میزد اما علی بی تفاوت تو دهنش تلنبه مبزد. رضا بلند شد یه تف زد رو کیرشو یه دفه کیرشو فشار داد تو کون زنم و تا اخر فرو کرد زنم خاست چیزی بگه ولی علی کیرشو فشار داد تو دهنش و نذاشت چیزی بگه زنم داشت دستوپا میزد معلوم بود درد داره. پسره خیلی دیوونه بود و تند تند تلنبه میزد و با سیلی کونشو میزد! لمبرای کونش قرمز شده بود و جای سیلیهاش میموند!! علی کیرشو کشید بیرون زنم شروع کرد به التماس که مردم تورو خدا بگو دربیاره کونم جر خورد ای ای ای درد دارهههه
علی گفت خفه شو جنده هر دفه که میکردمت همینو میگفتی. بعدم یه پارچه رو زمین پهن کردو زنمو برد به شکم روش دراز کرد و خودش رفت نشست رو پاهاش. پاهاشو جفت کرد بعد کونشو به دو طرف باز کردو کیرشو فشار داد تو سوراخ کونش. زنم التماس میکرد میگفت اینجوری نکن درد داره اووووف ای ایییییی و گریه میکرد.رضا اومدو جلو زنم نشست و موهاشو کشید که صورتش بیاد بالا و کیرشو گرفت جلو صورتش. زنم گفت کثیفه رضا من نمیخورم. رضا گفت خفه شو جنده و کیرشو بزور کرد تو دهنش. زنم هی اوق میزد نزدیک بود بالا بیاره که یه دفه رضا ابشو تو دهنش خالی کرد، و مجبورش کرد همشو بخوره. علی همچنان داشت تو کونش تلنبه میزد. زنم چیزی نمیگفت و فقط گریه میکرد.
رضا گفت علی این شوهر هم داره؟ گفت اره معلومه طرف بی غیرت و کس کشه که همچین جنده ای گرفته
رضا: کونش عالی بود به عمرم همچین کون خوش فرمی نکرده بودم عالی بود.
علی: قبل اینکه شوهر کنه هر هفته خونه شهلا از کون میگاییدمش برا همینه کونش انقد گندست. جنده یادته چطور کونتو میگاییدم؟
بعدشم کل ابشو خالی کرد تو کونش و چند ثانیه همونجا نگه داشتو بعد کیر کثیفشو کشید بیرونو مجبورش کرد بخوره و براش تمییز کنه. گفت رضا اینجوری نگاش نکن همیشه دوست داره همینجوری بکننش و مثل جنده ها باهاش صحبت کنن
زنم کیرشو خوردو بلند شد کونشو با یه تیکه پارچه که اونجا افتاده بود تمیز کردو یه زره کونشو مالید که دردش بهتر بشه بعدم لباسشو داد پایین و خودشو مرتب کرد و اومدن بیرون. زنم معلوم بود خیلی حال کرده اما هیچ حرفی نمیزد مثل اینکه عذاب وجدان داشت!!! علی میگفت 6 ماه بود نکرده بودمت خیلی چسبید. زنم هیچی نگفت و وقتی رسیدن مستقیم رفت دستشویی که دهنو کونشو تمیز کنه. منم از یه سمت دیگه رفتمو نشستم. بعد بیست دقیقه زنم اومد گفت سلام چطوری بهتر شدی؟ گفتم اره الان خوبم. کجا بودی شهلا دنبالت میگشت؟ گفت رفتم دستشویی بعدشم که داشتم عروس دومادو نگاه میکردم. نشست پیشم و لپشو بوس کردم گفتم قربونت برم خوش میگزره؟ گفت بد نیست ولی کاش مست نمیکردی اصلا نرقصیدیم با هم. گفت خوب پاشو الان بریم مستی از کلم پریده. دیگه تا اخر عروسی زنم از من جدا نشد
ادامه دارد...
     
#17 | Posted: 23 Jul 2013 14:48
قسمت 15
ساعت حدودا 2 بود که شام دادنو نیم ساعت بعد شام عروسی هم تموم شد و مهمونا کم کم میرفتن. منو زنم منتظر بودیم کمی خلوتتر بشه تا با شهلا و سیا خداحافظی کنیم، منو شهین یه گوشه وایساده بودیم که دیدم شهلا همراه علی داداشش دارن میان.
شهلا علی رو به من معرفی کردو با هم دست دادیم. علی میگفت خواهرم خیلی از شما تعریف کرده ایشالا از این به بعد بیشتر همدیگه رو میبینیم. بعد شهلا با یه لبخند گفت شهین این علی داداشمه یادته؟ زنم قیافش یه جوری شد ولی بزور حالتشو مخفی کرد و با یه لبخند مصنوعی گفت اره ماشالا بزرگ شده خیلی وقت بود ندیده بودمش. علی فقط میخندید! بعد شهلا و علی رفتن سمت چند نفر از مهمونا برا خداحافظی که رضا هم بینشون بود. رضا پهلو شهلا وایساده بود و جوری که بقیه نبینن داشت کون شهلا رو میمالید کسی حواسش نبود فقط من میدیدم. گفتم شهین اونجارو اون پسره کیه داره شهلارو میماله؟ گفت اون فکر کنم پسر عموشه قبلا عکسشو دیدم. گفتم این دوستت خیلی جندست ها برا همینه که توهم جنده شدی!!گفت منظورت چیه؟ گفتم حتما اون یادت داده که از دست مالی شدن لذت ببری دیگه، یه نفس راحت کشید گفت اها اره اره اون همیشه تعریف میکرد که میمالنش و حال میکنه و منم کم کم علاقه مند شدم و کاری میکردم فامیلا بمالمن.
گفتم بگو ببینم تو فامیل کیا کونتو دسمالی کردن؟ گفت ولش کن زیادن، گفتم نه بگو دوست دارم بدونم. گفت یه بار که پسر عموم تصادفی مالید و من چیزی نگفتم انگار همه خبر داشتن و تا مهمونی یا عروسی میرفتیم همه از فرصت استفاده میکردنو کونمو میمالیدن منم به خیال اینکه کسی خبر نداره چیزی نمیگفتم.دیگه پسری تو فامیل نبود که کونمو انگشت نکرده باشه یا بهم نچسبونده باشه تا اینکه تو اومدی و بعد اون دیگه کسی کاری بمن نداشت.
چقدر طرفدار داشتیو نمیدونستیم!! بابا تو دیگه کی هستی حسابی به ملت حال دادی ها. گفت از همش بدتر شوهر خالم بود همونی که کچلو بیریخته شوهر خاله کوچیکمو میگم. گفتم اونم مالیدتت؟!!!! گفت اون که ول نمیکرد نزدیک بود گندش در بیاد انقد تابلو به کونم میچسبوند!!! فکر کنم خالم ارضاش نمیکنه برا همین خیلی تو کف بود. حدودا 40 سالشه کثافت. یه بار رفتم خونشون خاله نبود بچه ها هم رفته بودن بیرون . دیدم تنها خونست خواستم نرم که گفت تا چند دقیقه دیگه خالت میاد. منم گفتم تا اون میاد یکم اذیتش کنم. رفتم تو اتاق مانتومو دراوردم و با ساپورتو تاب تنگو نازک اومدم پیشش نشستم. تابم بزور نصف کونمو میپوشوند. منو که دید داشت دیوونه میشد کیرش از رو شلوار معلوم بود. رفتم تو اشپزخونه یه شربت درست کنم اومد خودشو مالید به کونم به بهونه رد شدن. البته اون موقع 17 سالم بود و کونم خیلی گنده نبود ولی مردا رو جذب میکرد. 2 3 دفه که خودشو بهم مالیدو من چیزی نگفتم، در یخچالو باز کردمو خم شدم که شربتو بزارم داخل یه دفه از پشت چسبید به کونم و کیر گنده و سفتشو لای لمبرای کونم حس کردم. گفتم نکن چیکار میکنی میفتم و مثلا میخواستم از خودم دورش کنم دستمو گزاشتم رو کیرش که هلش بد عقب دیدم کیرش لخته نگاه کردم دیدم کیرشو از شلوارش کشیده بیرون. میگفت دختره جنده منو دیوونم کردی امروز باید بکنمت منم که داشتم حال میکردم از خودم بیخود شده بودم که یه دفه صدای ایفون اومد شوهر خالم ترسید رفت نگاه کرد دید خالمه. زود خودشو مرتب کرد منم رفتم مانتومو پوشیدمو نشستم تو حال تا خالم رسید بالا. خالم اومدو از دیدنم خیلی خوشال شد و بوسم کرد گفت چرا لباس عوض نکردی؟ گفتم همینجوری خوبه و با ابرو اشاره کردم به شوهرش اروم گفت کاریت نداره بابا دربیار اون مانتو رو گرمه. منم مانتومو در اوردمو مثل قبل جلوش نشستم. اعصابش خورد بود همش منو نیگا میکرد و منم اذیتش میکردم خط سینه هامو نشونش میدادم. خالم رفته بود داخل اشپزخونه و حالو نمیدید منم به اوپن تکیه داده بودم و مثلا داشتم با خالم صحبت میکردم، کونمو داده بودم عقب و وقتی خالم روش اونور بود کونمو براش میمالیدم! نمیدوونی شوهرش چه حالی بود اونروز انقد بهش خندیدم. مثلا خالم رفت دستشویی یه دفه مثل گرگ پرید منو چسبوند به دیوارو کیرشو چسبوند به کونم و فشار میداد. جوری پستونامو میچلوند که که تا 2 روز درد میکردن. بزور از دستش در رفتم. دیگه تا مدتها جرات نداشتم برم خونشون. گفتم خوب چرا بهش ندادی بدبخت. گفت اخه تو بودی به اون میدادی با اون قیافه زشتش؟ گفتم راستشو بخوای نه. مشکوک شدم که داشت راست میگفت یا نه! چون یادمه به جواد میگفت یکی از مردای فامیلمون بزور بهم تجاوز کرد. یه جورایی احساس میکردم باید خودش باشه. بلاخره که میفهمیدم.
دیگه مهمونا اکثرا رفته بودن گفتم پاشو ماهم بریم. خداحافظی کردیمو کلی تبریک گفتیم بهشون و رفتیم خونه. گفتم دلم سکس میخواد هوای کستو کردم، گفت ببخشید خیلی خستم صبح تلافی میکنم الان دیروقته میرم دوش بگیرم بخوابیم و فوری پرید تو حموم. گفتم باشه عزیزم تو که سکستو کردی برو حموم. البته نشنید! رفتم تو اتاق خواب و چشمم به گوشیه زنم افتاد که رو میز ارایش بود. گوشیشو همراه خودش نیاورده بود نگاه کردم یه اس ام اس اومده بود براش. شمارشو تو گوشی خودم زدم دیدم جواده نوشته سلام عزیزم 5 شنبه شبه و حسابی کیرم هوای کون گشادتو کرده تورو خدا یه برنامه بریز بیام اونجا یه دل سیر بکنمت!!!!
گفتم من تا حالا اصلا گوشیشو چک نمیکردم ولی انگار نگاه کردن به گوشیش خالی از لطف نیست! اخرین اس ام اس جوادو پاک کردم و رفتم سراغ پیامهاش. گوشیش ایفونه و تازه براش گرفتم. چیز خاصی نبود فقط بین پیام هایی که شهلا فرستاده بود یکیشون جالب بود که نوشته بود. امروز بیا پشیمون نمیشی، سیا از سر کار که اومد نهار میخوره میره دوباره. واست سورپرایز دارم حسابی خوشکل کن. تاریخشو که نگاه کردم دیدم مال اون روزیه که زنم رفت خونه شهلا و شبش من رفتم اونجا!! گفتم ای جنده پس اونروز سیا نبود و شما برنامه داشتین؟!!! یعنی چی بود سورپرایزش؟!! نکنه اون پسرا رفتن دوتاشونو باهم گاییدن!!!
زنم حسابی جنده شده بود ولی هنوزم جلو من حفظ ظاهر میکرد و چیزی بروز نمیداد!! منم حسابی با این کاراش حال میکردم و با کون دادنهاش راه اومده بودم ولی نمیدونستم جطوری کاری کنم بهم کون بده. جنده به همه کون میداد به من نمیداد!! حتی کیر کثیف علی و رضا رو خورده بود درحالی که خیلی اوقات کیر منو نمیخورد میگفت کثیفه!!
تو همین فکرا بودم که زن سکسیم از حموم اومد بیرون و بعد خشک کردن موهاش اومد کنارم دراز کشید. منم که حسابی تحریک شده بودم با کاراش تو عروسی شروع کردم به خوردن لبو گردنش. تصور اینکه دو تا کیر رفته بود تو این دهان منو حسابی حشری میکرد . بعد چن دقیقه گفت بخوابیم من خیلی خستم، کونشو کرد طرف من و گفت کیرتو بچسبون به کونم دوست دارم اینجوری بخوابم. همیشه دوست داشت یه کیر بچسبه به کونش موقع خواب.
ما غیر از مواقعی که شیطونی میکردیم بقیه اوقات زندگی معمولی و ارومی داشتیم و حرفی از اینجور کارا نمیزدیم. اونروز جمعه بود و یه پارک هم نزدیک خونمون بود که جمعه ها خیلی شلوغ میشد، عصر بود که زنم گفت حوصلم سر رفته یه سر بریم تا این پارک بغل خونمون؟ گفتم اخه اونجا خانواده کم میرن بیشتر جوونا اونجا جمع میشن. گفت اتفاقا خانواده هم میرن اونجا. اصلا چه بهتر که همه پسرن پاشو بریم اونجا یکم ملتو اذیت کنیم. دلم میخواااااد
گفتم چیه باز میخوای با اون چشای هیزشون بخورنت؟ گفت اره ه ه خیلی دلم میخواد
دیدم کاملا حشری شده. گفتم پس برو بپوش بریم. گفت جووووون کونمو دسمالی میکنن ممممممم و پرید بغلم کردو لبامو بوسید. رفت تو اتاق و بعد نیم ساعت اومد بیرون. دیدم انقد ارایش کرده که داد میزد من جندم بیاین بکنین. دوباره همون مانتو قهوا ای رو پوشیده بود و از پایین 10 سانت از پاهای لختش معلوم بود. تازه موقع راه رفتن و نشستن هم که ساق یکی از پاهاش کلا میوفتاد بیرون. شرت که نداشت هیچی نوک پستئناشم خود نمایی میکرد!!! گفت زیرش هیچی نپوشیدم که حسابی انحناهای بدنم بزنه بیرون و ملتو حشری کنه. راست میگفت قوس کمرش و گردی کونش اونقد یکدستو صاف بود که لختش انقد سکسی نمیشد.
تو اون لباس عالی بود!!
ادامه دارد...
     
#18 | Posted: 24 Jul 2013 15:25
قسمت 16
یه سندل پوشید که پاهای سفید و لاک زدشو بندازه بیرون خیلی سکسی شده بود. تو اسانسور که بودیم میگفت تا حالا با هیچ لباسی مثل این نتونستم مردمو تحریک کنم چون همه مانتو کوتاه و ساپورت میپوشن و زیاد تک نیست ولی هیچکس همچین مانتویی نمیپوشه اونم با یه همچین کونی!!
یه دست به کونش کشیدم واقعا نرمو خوش فرم بود خداییش تک بود. تو اون مانتو هم که دیگه عالی بود.هر ماشینی که از پشت سرمون میومد بعد رد شدن برمیگشتن و زنمو نگاه میکردن ببینن قیافش چپوریه! خیلی باحال بود.
رسیدیم به پارک اوف چه خبر بود!! تقریبا 80 90 درصدشون پسرهای جوون و هیز بودن و بقیشونم دختر های خوشتیپ و سکسی و زن و مرد مسن خیلی کم میدیدی.یه قسمت پارک که سنگفرش بود و اونجا قدم میزدن خیلی شلوغ بود و انگار همه اومده بودن برا مالوندنو تیکه انداختن به دخترا. زنم همچین با عشوه قدم برمیداشت که من راست کردم چه برسه به اون مردا!!
زنم وقتی میدید چند نفر پشت سرمونن مانتوشو که رفته بود لای کونش میکشید بیرون و پسرهارو دیوونه میکرد. هنوز چند قدم نرفته دوباره میرفت لای کونش!! منم دستمو انداخته بودم دور کمرشو کونشو دست میکشیدم. هر پسری رو که از کنارش رد میشد نگاه میکرد و بقول خودمون بهش پا میداد!! یه دکه بود که بستنی و چیزای دیگه میفروخت. جلوشم حسابی شلوغ بود. گفت وجدانا بزار تنهایی برم بستنی بخرم تو اینجا بشین حالشو ببر. من زیر یه درخت نشستمو نگاه میکردم گفتم برو ولی بستنی میگیری و میای ها!! گفت باشه. جلو دکه شلوغ بود و 4 تا جوون سمت چپ دکه وایساده بودن حرف میزدن و سمت راستم 3 4 تا پسر دیگه بودن.3 نفر هم جلو پنجره دکه مشغول خرید بودن. زنم یه جای کوچیک مونده بود صاف رفت و اونجا وایساد وسط پسرا، یکیشون که زنمو دیدیکم کشید کنار تا جا بشه، زنم بعد چند ثانیه چرخید که اونورو نگاه کنه و به این بهونه کونشو مالید به اون پسره اونم حسابی تعجب کرده بود. همش اطراف رو میپایید که ببینه کسی حواسش هست یا نه! بعدم روشو کرد سمت همون پسر و کونشو داد طرف اون 4 تا پسر. اونام که چشمشون افتاد به کون زنم کم کم رفتن جلوتر.دور زنمو گرفتن برا اینکه کسی نبینه. زنم برا اینکه بتونه با فروشنده صحبت کنه به جلوی دکه تکیه داده بود و کونشو حسابی داده بود عقب. یکیشون خیلی اروم چسبوند به کون زنم ، اونم برگشت یه نیگا بهشون کرد بدون اینکه کونشو جدا کنه و دوباره چرخید سمت فروشنده. پسره که دید اینجوریه کمر زنمو گرفته بودو کیرشو به کونش میمالید. زنم که بستنیها رو گرفت کلا عقب عقب اومد تا کونشو حسابی به کیر پسرا بماله و از بینشون رد شد. موقعی که میومد سمت من اون 4 تا هم افتادن دنبالش واسه تیکه پروندن و دوباره مالیدنش که اومد کنار من نشست رو زمین. بستنی قیفی گرفته بود و جوری لیس میزد انگار داره کیر میلیسه!! اون پسرا هم تو فاصله 2 3 متری پشت سر من نشسته بودن و از دیدن زنم لذت میبردن. گفت ببین چطور کیرشونو میمالن واسه من. زنم یه یه وری نشسته بود و کونشو انداخته بود تو دید پسرا و همش نگاش سمت اونا بود. یکیشون بلند به بقیه میگفت بعضیا خیلی با غیرتن زنمم میخندید!! منظورشون من بود منم خودمو زده بودم به بیخیالی و گیجی. بستنی رو خوردیم زنم گفت وقتی داشتم بستنی میخریدم اون پسرا داشتن درباره یه گروه نمایش خیابونی حرف میزدن که اون طرف پارک داره اجرا میکنه. میگفتن اونجا حسابی شلوغه و زنایی رو که میرن اونجا رو حسابی میمالن. جوری حرف میزدن که من بشنوم منم یه نیگا بهشون کردم یعنی شنیدم بعد اون بود که اومدن سمتم و چسبوندن بهم.
گفت میای بریم یه نگاه بکنیم؟ توروخدا بیا خیلی حال میده. گفتم باشه بریم ببینیم چی میشه. راه افتادیم سمت اونجا و اون 4 نفر هم دنبالمون. یه گوشه مشغول اجرا بودن و دور تا دورشون مردم وایساده بودن نگاه میکردن راست میگفت کسی حواسش به بقیه نبود و همه جلو رو نگاه میکردن ما هم رفتیم وایسادیم و پشتمون چند نفر وایسادن که نگاه نکردم ببینم کین.دستمو گذاشته بودم رو کون زنم و میمالیدمش که یه دفه یه چیزی خورد به دستم.برگشتم ببینم چیه دیدم همون 4 نفر یکیشون سمت چپ زنم وایساده دوتاشون پشت سرش و یکیشون پشت سر من!! اونیکه کیرشو چسبونده بود به کون زنم و به دستم خورد یه نگاه خشن به من انداخت که ترسیدم و دستمو کشیدم و رومو کردم سمت جلو. خیلی قیافه خلافی داشت!! اونیکه سمت چپ زنم بود دستشو گرفته بودو گذاشته بود رو کیرش که از رو شلوار براش بماله . یکیشون از زیر بغلش داشت سینشو میمالید و اونیکی هم چسبونده بود به کونش. داشتم فکر میکردم که چطوری از اینجا بریم که اونیکه از همشون گنده تر بود از پشت کیرشو چسبوند به کونم و اومد زیر گوشم گفت تکون نخور تا ابروت نره، اگه ادم باشی و تابلو نکنی راهمون رو میکشیم و میریم. من شلوار پارچه ای پوشیده بودم و کیرشو احساس میکردم که میماله به کونم ولی جرئت نداشتم چیزی بگم. اون سه تا هم حسابی مشغول زنم بودن. زنم چشماش خمار خمار بود انگار که دو تا کیر تو کس و کونش باشن. اونیکه کنار زنم وایساده بود حسابی میمالیدش و جوری بغلش کرده بود که انگار اون شوهرشه. همش از کون و هیکل زنم تعریف میکردن و به بدنش دست میکشیدن. خوب بود حداقل یه گوشه بودیم و کسی متوجه این کارشون نبود.
اینا تا ابشون نمیومد ولمون نمیکردن تا اینکه شانس اوردیم و نمایش تموم شد و همه پراکنده شدن ما هم از فرصت استفاده کردیمو قاطی جمعیت رفتیم. هواسم بود که تو اون شلوغی هرکی از بغل زنم رد میشد حتما تنه ای چیزی بهش میزد. گفتم بیا زود برگردیم خونه تا اینا نیان دنبالمون خونمونو یاد نگرفتن گفت باشه بریم. دیگه تند تند از لابلای جمعیت رفتیم و از پارک خارج شدیم. رسیدیم به ورودی آپارتمانمون و همینکه رفتیم داخل اسانسور زنم جلوم زانو زد زیپ شلوارمو باز کرد و کیرمو کرد تو دهنش هرچی گفتم نکن خطرناک یکی میبینه ول نکرد و هی میخورد. گفت سکس خطرناک دوست دارم و دکمه یه طبقه بالاتر طبقه خودمونو زد و همینجوری که داشت کیرمو میخورد از اسانسور اومدیم بیرون. راهرو طوری بود که هر سه واحد از چشمی در میتونستن داخل راهرو رو ببینن و زنم دقیقا وسط راهرو مانتوشو تا کمرش کشید بالا و گفت بیا بکن تو کسم و دستاشو چسبوند به دیوار و کونشو داد عقب. من مردد بودم که گفت اگه نکنی در خونه ها رو میزنم ها
منم دیدم چاره نیست رفتمو کیرمو گذاشتم تو کسش و مشغول تلمبه زدن شدم، شانس اوردیم تو اون وظعیت کسی بیرون نیومد وگرنه آبرومون میرفت. چند دقیقه که کسشو تو اون وضعیت گاییدم نشست رو زمین و دوباره کیرمو گرفت تو دهنش و تا اخر میکرد تو حلقش منم گردنشو میگرفتم و تو دهنش تلنبه میزدم و اخرشم کل آبمو ریختم تو دهنش و اونم همشو خورد. بعد که حسابی کیرمو خورد بدون اینکه لباساشو مرتب کنه از راه پله رفتیم پایین و وقتی دیدیم خالیه رفتیم داخل خونه خودمون.
گفت مرسیییییی خیلی چسبید مخصوصا اون پسرا که تو پارک چسبیده بودن به من خیلی حال داد. خیلی میترسیدم که نکنه شلوغش کنی ولی وقتی دیدم هیچی نمیگی خیلی خوشحال شدم، نمیدونی اونموقع چقد بهت افتخار میکردم.
فرداش سر کار همش فکرم مشغول بود که چطوری بفهمم موقعی که من نیستم زنم چیکار میکنه. یه رفیق داشتم که خیلی خلاف بود. بهش زنگ زدم گفتم میخوام مکالمه هامو تو گوشیم ضبط کنم چیکار کنم اونم یه برنامه معرفی کرد گفت گوشیتو بیار اینجا تا یه برنامه واست نصب کنم. منم فرداش به یه بهونه ای گوشی زنمو گرفتمو بردم. زیاد با این دوستم رابطه نداشتم و اصلا از زندگی خصوصیم خبر نداشت. رسیدم اونجا و سلام و احوالپرسی کردیم و گفت کلک میخوای حرفاتو با دوست دخترت ضبط کنی؟ منم گفتم اره میخوام بعدا دوباره گوش کنم. گوشیو گرفت و وصل کرد به کامپیوتر و اول رفت سراغ عکساش. اصلا حواسم نبود که گوشی پر از عکسای سکسی و نیمه سکسی زنمه!!! گفت اوووووف ببین چه خبره اینه دوست دخترت؟ منم برا اینکه ابرو ریزی نشه گفتم اره دوست دخترمه ببند. گفت بابا نمیخورمش که صبر کن یکم نگاش کنم. از عکسای با مانتو گرفته تا عکس با تابو شلوارکو عکس ار سینه هاشو همه چیز بود!!! تو یکی از عکسا 4دستو پا نشسته بود و کونشو قنبل کرده بود و سوراخ کس و کونش کامل معلوم بود، کونش تو اون عکس خیلی گنده شده بود!! گفت کسکش اینو از کجا تور زدی خیلی جندست! اون عکسو منم ندیده بودم، حالت عکس جوری بود که حتما یکی دیگه ازش گرفته بود و امکان نداشت کار خودش باشه. دوستم که حسابی کیرش بلند شده بود گفت اگه از این جدا شدی حتما شمارشو بده به من که حسابی عاشق کونش شدم. گفتم باشه میارم بکنیش حالا کارتو بکن. با اکراه عکسارو بست و رفت سراغ نصب برنامه. یه سری تنظیمات کرد که به صورت خودکار مکالمه هارو ضبط میکرد. تشکر کردم و برگشتم سر کار. فکر کنم کس کش چندتا از عکسارو کپی کرد رو کامپیوتر خودش! گفتم حالا خوب شد زنمو نیاوردم وگرنه همینجا میکردش!!
بعد ضبط کردن مکالمه هاش بود که تازه فهمیدم زنم چقدر فعاله و سر و گوشش میجنبه!! و جواب چند تا از سوالام رو هم پیدا کردم!!
ادامه دارد...
     
#19 | Posted: 7 Aug 2013 01:06
قسمت 17
اونشب گوشی رو دادم به زنم. فرداش رفتم سر کار، حدودا ساعت 11 بود زنگ زدم خونه اما کسی گوشیو ورنداشت منم زنگ زدم به گوشیش. بعد 7 8 تا بوق ورداشت گفتم سلام عزیزم چطوری؟ با یه عشوه عجیبی گفت سلاااااام شوهر بیغیرت خودم! احساس کردم صدام رو گزاشته بود رو ایفون چون طدا یه جوری بود، گفتم کجایی عزیزم خونه نیستی؟ گفت نه اومدم بیرون یکم خرید کنم کس کش جوون. گفتم چته چرا اینجوری حرف میزنی؟ کسی کنارت نیست؟ گفت نه یه جا خلوتم. گفت هوس کیر کردم تو هم که نبودی اومدم یه چرخی بزنم شاید خدا رسوند. گفتم ای جوووووون کست کیر میخواد؟ کار خطرناکی نکنی ها تنهایی جایی نری. گفت نه نگران نباش پیش اشنا میرم و خندید. بعد گفت من دیگه میرم شوخی کردم من بدون تو کاری نمیکنم عزیزم نگران نباش.
مطمئن بودم داشت یه کارایی میکرد. ظهر که اومدم خونه یه دامن بلند تنگو نازک پوشیده بود که کل جزییات پاها و کونشو نشون میداد با یه تاب خیلی کوتاه که حسابی جیگر شده بود. بغلش کردمو یکم بوسیدمش گفتم جنده جون کجا بودی چرا انقد خوشتیپ کردی؟ مهمون داریم؟ گفت نه بابا واسه تو خوشکل کردم مگه نمیشه؟ گفتم چرا اتفاقا خیلی هم خوشحال شدم.رفتیم نهار خوردیمو حین نهار کلی مالیدمش.گفتم دوست داری عصر بریم بیرون؟ یکم ملتو هوایی کنیم؟ گفت اره خیلیییی باتو که میرم اصلا یه حال دیگه ای داره. ضمنا این دامنو امروز خریدم ولی پولشو ندادم گفتم بعدا با شوهرم میام حساب میکنم اونم چون میشناختمون گفت اشکالی نداره. گفتم جالبه تو این زمونه همچین ادمای خوبی هم هستن!!! گفت اره بابا خیلی پسر نازنینی بود خیلی خونگرم بود انقد مودب و خوش صحبت بود! گفتم باشه میریم پول اونم میدیم. گفت از اوناییه که دوست دارم اذیتشون کنم. گفتم پس صبح حسابی حال دادی بهش الانم دوباره نقشه داری واسش؟
گفت نه صبح کاری نکردم فقط یه ذره راست کرده بود اخه مغازه شلوغ بود بعدم خندید. گفتم صبح چی پوشیده بودی الانم همونارو بپوش، گفت اخه... گفتم اخه نداره بپوش دیگه گفت باشه هرجور راحتی پس من برم حموم زود اماده شم.
همینکه رفت حموم رفتم سراغ گوشیش. 3 تا مکالمه ضبط کرده بود . اولیش جواد بود.
زنم: اه چیه سر صبی زنگ زدی بابا خواب بودم
جواد: پاشو جنده چقد میخوابی کاش الان اونجا بودم کونت میزاشتم.
زنم: اخ نمیدونی سوراخ کونم چقد میخواره
جواد: جوووون از وقتی اومدم خونتون و کونتو دیدم عاشقت شدم هر روزی که زنم کیرمو میخوره تو میای جلو چشمام که داشتی خونه خودتون واسم ساک میزدی حیف که وقتی کردم تو کست از ترس فوری ابم اومد
زنم:کاش شوهرم میدید اونشب چه ساکی برات زدم. هنوزم کیری که خونه خودتون گزاشتی تو کونم یادمه خدایی خوب میکنی فدای کیرت بشم. هر دف ببینمت بهت کون میدم
جواد: جووووون دفعه بعد خودتو شوهرتو باهم میکنم. راستی زنم میگفت موقعی که اومده بودین اینجا هرچقد به شوهر بی عرضه ات پا دادم نتونست کاری بکنه!! چطوری بکشیمش به ضربدری؟
زنم: خودتونو خسته نکنید اون که مرد نیست کس بزاری جلوش بلد نیست بکنه. خودم بهت کون میدم ضربدری میخوای چیکار
کیرم با این حرفاش حسابی راست شده بود پس جوادم پایه این کاراست؟!!! جالب بود برام. تماس بعدیش مال شهلا بود.
شهلا: وای نمیدونی شهین اون پسرای پایین دیوونت شدن.
زنم: غلط کردن من دیگه بهشون نمیدم
شهلا : هی میگن چرا نمیاد
زنم: با اون بلایی که سرم اوردن عمرا دیگه بهشون بدم. نمیدونم تو چطوری زیرشون تحمل میکنی!! من که جر خوردم اساسی!!
شهلا: حالا هوس کیر که کردی دوباره برمیگردی. تورو من میشناسم هر روز کون ندی دق میکنی!! راستی نزدیک بود یادم بره قضیه علی و رضا چیه؟
بعد عروسی رضا داشت میمالیدم همش از تو تعریف میکرد میگفت سلام برسون بهش!! مگه رضا رو میشناسی؟
زنم: وای نمیدونی چه بلایی سرم اوردن. خیلی هوس کیر علیو کرده بودم گفتم میرم یه حال کوچولو میکنیم میام دیگه نمیدونستم اون رضای عوضی هم اونجاست!! انقد کونمو گاییدن که تا فرداش میسوخت عوضیا عین جنده ی لاشی منو میگاییدن!!! انقد گریه کردم که نگو
شهلا: جووووووون پس سرم بی کلاه موند قربون کیر داداشم برم. همیشه اینجوری هاته
زنم: بابا تو دیگه کی هستی به اونم دادی؟
دیگه شروع کردن حرفای خاله زنکی و غیر سکسی. بزور نگه داشته بودم خودمو که آبم نیاد.یعنی این زن من بود!!! ملت بیشتر از من گاییده بودنش که!!
زود تماس اخر رو هم گوش دادم که تا زنم نیومده گوشیشو بزارم سر جاش
اخریش نفهمیدم کی بود ولی فکر کنم همون مغازه دار صبح بود. چون میگفت عصر که با شوهرم اومدم حسابی بهت حال میدم نترس چیزی نمیگه فقط خودتو بزن به بچه مثبتی. پولو نصفه حساب کنی ها وگرنه دیگه خبری نیست. اونم هی قربون صدقه کون زنم میرفت.
گوشی رو گذاشتم سر جاشو فکر میکردم به کارا و حرفای امروزش. حسابی تحریک شده بودم داشتم دیوونه میشدم. زنم که اومد بیرون گفتم دلم سکس میخواااااد گفت نه تا شب خبری نیست الان که رفتیم بیرون حسابی بهت حال میدم بعدش یه سکس توپ میکنیم.
یک ساعتی طول کشید تا اماده شد منم خودمو با ماهواره مشغول کردم. وقتی اماده شد دیدمش دوباره راست کردم!! یه مانتو که نه پیرهن بگم بهتره چون تا زیر کونش بود و تنگ تنگ بود. کونشو عین 2 تا توپ گنده نشون میداد!! با یه ساپورت سفید که نمیپوشید سنگینتر بود. سینه هاش داشتن مانتو رو جر میدادن کاملا گردو سکسی گفتم تو میخوای امروز منو بکشی؟ اینجوری هرکی ببینتت فوری راست میکنه و همونجا جرت میده گفت جوووووون مگه همینو نمیخوایم؟ در ضمن من صبح اینجوری رفتم بیرون کسی جرم نداد فقط 4 5 نفر کیرشونو مالیدن بهم 2 3 نفرم کونمو دسمالی کردن. یه شال کوچیک سرش کرده بود که از پشت موهاش معلوم بود از جلو هم گردنشو میشد دید. گفت تازه اینجاشو ندیدی. شالشو که باز کرد دیدم کل سینش بیرونه یعنی بیرون شالشو باز میکرد همه سینه هاشو میدیدن. گفت نگران نباش شال انداختم روش کسی نمیبینه هروقت خواستیم نشونش میدم بعدم خندید.
گفت با ماشین میریم گفتم چشم هرچی شما بگی عزیزم. گفت شوهر عزیزم یه چیزی بگم؟ گفتم بگو، گفت نه ولش کن ناراحت میشی. گفتم نه بگو خب ببینم چیه. گفت اجازه میدی امروز یه ذره تحقیرت کنم؟ جلو اونا بهت دستور میدم قول میدم زیاده روی نکنم تورو خدااااا
گفتم باشه ولی هروقت اشاره کردم که بسه تمومش کن. گفت اخ جوووووون ممنوووونم تو خیلی شوهر خوبی هستی من عاشقتمممم. حالا که انقد خوبی شب واست یه سورپرایز دارم. اصرار نکن تا شب بهت نمیگم. لباسش جوری بود که کل وجودش بیرون بود تازه با اون هیکل پر و کون گنده و خوش فرم با اون سنه های سایز 75!!!
رفتیم بیرون سوار اسانسور شدیم. تو اسانسور فقط ما بودیم کسی نیومد،یه دفه مانتوشو داد بالا گفت ببین زیرش فقط یه شرت خطی پوشیدم دوست داری؟ دیدم از عقب جفت لپای کونش قشنگ افتاده بیرون و ساپورت سفیدش چسبیده به سوراخ کونش از بس کشیده بالا و از جلو هم لبای کسش زده بود بیرون و کسش افتاده بود بیرون. گفتم اووووه جنده چه خبرته بکش پایین یکی میبینه! گفت نهههه تا ماشین که کسی نیست بعدا مرتب میکنم دوست نداشتم همسایه ها مارو اینجوری ببینن خیلی دیگه سکسی و جنده بود! تو پارکینگ که از اسانسور اومدیم بیرون یه مرد میانسال حدودا 40 ساله کنار ماشین ما مشغول ماشینش بودتا اونجا حدودا بیست متر فاصله بود و تو این مسافت هم هیچ مانعی جلومون نبود یعنی جوری بود که میتونست کل این مسافت تمام قد زنمو ببینه که میره سمتش.همچین زل زده بود به کس زنم تازه زنم شالشم به بهونه مرتب کردن باز کرده بود و سینه هاشو نشونش میداد! از جلو ماشین مرده جا بود واسه اینکه زنم سوار شه ولی ترجیح داد بره و از بغل اون که جا هم خیلی کم بود سوار شه یعنی از پشت ماشین یارو. مرده کنار ماشینش وایساده بود و کیرشو که راست شده بود میمالید و زنمم خیره نگاش میکردو میرفت سمتش.من از اون طرف رفتم ولی دیدم که زنم از جلو یارو اونم با مکس زیاد رد شد و موقعی که سوار شد براش دست تکون دادو براش بوس فرستاد!!!!منم که حسابی تحریک شده بودم همینجور هاج و واج مونده بودم!! اصلا منو ادم حساب نکرد لاشی!! گفت یارو چه کیر سفتی داشت گفتم مگه دیدیش!!!!! گفت نه وقتی خواستم رد بشم خورد به کونم بعد که گرفتم تو دستم فهمیدم خیلی سفته. گفت هر دفه که منو میبینه اینجوری سفت میکنه همیشه ارزو داشتم بگیرم تو دستم ببینم چه سایزیه. گفتم اووووه مگه چن دفه دیدیش؟!!! گفت هر دفه میبینمش نمیدونم چیکارست همیشه تو محوطه ست، یه بارم تو اسانسور تو حواست نبود چسبونده بود به کونم خیلی حال داد. اونموقع نمیدونستم دوست داری ببینیش وگرنه میگفتم بهت. گفتم اتفاقا یادمه انقد کونتو براش داده بودی عقب که فکر میکردم الان یارو پس میفته ! خندید گفت ارههههه خیلی عالی بووووود
ادامه دارد
     

#20 | Posted: 13 Aug 2013 11:17
قسمت 18

یه خیابون اونورتر گفت نگه دار بریم پول دامنو بدیم. یه مغازه پوشاک بود که ویترینش از بس پر جنس بود داخلش معلوم نبود. پیاده شد دیدم اوه اوه مانتوش هنوز بالاست و از جلو کسش و از عقب کونش کلا بیرونه اونم حواسش نیست. زود خودمو رسوندم بهش گفتم مانتوتو مرتب کن همش بیرونه، گفت خفه شو کیفمو بگیر و کیفشو داد دست من، 2 نفر که داشتن رد میشدن از اونجا شنیدن که اونجوری باهام حرف زد و صاحب مغازه هم که جلو در بود شنید. زنم که رفت داخل فروشنده هم دنبالش رفت دیگه صبر نکرد من برم و من مجبور شدم بعد اون برم!زنم به فروشنده سلام و احوالپرسی گرمی کردن و حسابی زنمو تحویل گرفتو حتی باهم دست دادن بعد زنم انگار چیزیو یادش رفته گفت اها اینم شوهرمه مرده هم یه نگاه بی اهمیت بهم کردو گفت اره معلومه خوش اومدی اقا و دوباره روشو کرد سمت زنم!! خیلی تحریک شده بودم دوست داشتم جلو من زنمو جر بده.زنم یه چرخ زد گفت خوشکل شدم؟ گفت اره بابا عجب تیکه ای شدی ماشالا چه چیزایی انداختی بیرون. صبح دامنو هم که امتحان کردی خیلی بهت میومد عالی بودی تو اون لباس! اوه اوه یعنی جلو اون دامنو پوشیده بود؟!!! کیرم داشت میترکید خوب بود مغازه خلوت بود.
زنم گفت دوستت کو؟ گفت کار داشت رفت بیرون. چیزی نمیخوای برات بیارم جیگر؟ دامنی مانتویی چیزی؟ گفت نه قربونت برم. بعد رو به من گفت چیه وایسادی نگا میکنی پول دامنو بده بریم دیگه. منم گفتم ببخشید حواسم نبود رفتم جلو گفتم چقد تقدیم کنم قربان؟ گفت اوووه شهین چقدم مودبه بهت نمیاد!! شهین یه خنده سکسی تحویلش دادو گفت اینجوری نگاش نکن خیلی کس کشه. من کپ کرده بودم!! گفت شما 60 تومن بده اصلا قابل نداره ما که از شهین جون پول نمیگیریم فقط چون اصرار میکنید منم 60 تومن گذاشتم جلوش گفتم دستت درد نکنه خیلی اقایی خیلی لطف داری، اخه اون دامن حداقل 120 تومن قیمتش بود خیلی خوشحال شدم گفتم همیشه میایم اینجا برا خرید. موقع رفتنم با هم دست دادنو یه سیلی به کون زنم زد که صدا داد برگشتم دیدم زنم داره میخنده بعدشم مانتوشو داد پایینو خودشو مرتب کردو رفتیم سوار ماشین شدیم. گفتم جنده صبح چیکار کردی با این یارو؟ گفت هیچی بخدا فقط یه ذره براش عشوه اومدم. گفتم دروغ نگو یعنی تو امروز با این اشنا شدی؟ گفت اره بخدا
گفتم جلو این دامنو پوشیدی؟ گفت اره اخه نمیشد که بدون تن زدن بخرمش وقتی هم که دید خیلی تعریف کرد خیلی پسر خوبیه خیلی مهربونه. گفتم والا اونیکه من دیدم اگه تاحالا تا دسته نکرده باشه تو کونت تا 2 روز دیگه حتما میکنه!! زنم عصبانی شد گفت ااااااا این چه طرز حرف زدنه مگه من جندم؟ من بخاطر تو اینکارارو میکنم که حال کنی اصلا دیگه عمرا به حرفت گوش بدمو سکسی بپوشم. منم که حشری بودم گفتم باشه عزیزم من که منظوری نداشتم حالا ناراحت نشو فقط دوست ندارم بهم روغ بگی همین. گفت من تاحالا بهت دروغ نگفتم و هیچی رو ازت مخفی نکردم و دیگه از این صحبتا نشنوم ها. گفتم بابا معذرت میخوام من بهت اعتماد دارم. حدودا یه نیم ساعتی تو خیابونا دور میزدیم و هیچکدوم حرفی نمیزدیم گفتم عزیزم بریم یه ذره حال کنیم؟ گفت قول میدی دیگه اذیتم نکنی؟ گفتم اره خوشکلم قول میدم. گفت حالا کجا میخوای بری؟گفتم کاریت نباشه پیچیدم تو یه فرعی و به زنم گفتم مانتو و ساپورتو بکش بالا که کست بیفته بیرون شالتم باز کن سینه هات معلوم باشه. بعد یه پسره 16 17 ساله رو دیدم که داشت میرفت گفتم میرم کنارش نگه میدارم توهم یه ادرس الکی بپرس و طولش بده که طرف حسابی کس و سینه هاتو دید بزنه. گفت جوووون برو
کنار پسره نگه داشتم وقتی زنم صداش کرد چشمش که به زنم افتاد تعجب کرد زنم ازش یه ادرس الکی پرسید پسره هم که تو نخ سینه ها و کس زنم بود همینجور هاج و واج مونده بود و نمیتونست چیزی بگه. زنم که دید پسره خیلی تو کف یقه مانتوشو کشید پایین و سینه هاشو نشون داد گفت قربونت برم سینه دوست داری؟ پسره که ترسیده بود گفت ببخشید منظوری نداشتم زنم گفت اره از کیر شق شدت معلومه بچه جون قربون کیرت بشم منم که دیدم اینجوریه گاز دادمو رفتیم زنم میخندید میگفت دیدیش بیچاره چه شکلی شده بود خیلی حال داد دوباره یکی دیگه. ایندفه دیگه کامل سینه هاشو انداخته بود بیرون و یه دستشو از پنجره ماشین اویزون کرده بود. بلاخره یه کوچه خلوت پیدا کردم که یه مرد 45 50 ساله داشت قدم میزد. رسیدم بغلش زنم گفت اقا یه لحظه میشه بیاید؟ مرده که زنمو دید دوزاریش افتاد که من سیب زمینیم معلوم بود از اون مارمولکاست گفت اره عزیزم بفرما. زنم یه ادرس پرسید مرده هم گفت حالا فعلا بریم مهمون من باشید بعدا خودم میبرمتون اونجا. زنم که همینجوری براش عشوه میومد و سینه هاشو انداخته بود بیرون گفت قربونت برم چه مرد نازنینی و به کیرش اشاره کرد و خندید. منم گفتم عمو از چی خوشت اومده که اونجوری شدی؟ گفت اول از تو بعدشم از این دو تا خوشکل و اومد جلو دست زد به سینه های زنم. دیدم این خیلی پررو گفتم وایسم ببینم تا کجا میره جلو. زنم همش میخندید میگفت جووون دوسشون داری؟ گفت بله
بعد زنم شروع کرد از رو شلوار کیر یارو رو مالیدن گفت این شوهر بی غیرتم کیر نداره تو داری بدی بخورم؟ گفت عزیزم یه چیزی بدم که تو عمرت ندیده باشی و کیرشو در اورد. وااااای عجب کیری داشت زنم چشاش چهارتا شد گفت خاک تو سرت به این میگن کیر و پیاده شد و در عقب رو باز کرد و کیر یارو رو گرفت دنبال خودش کشید تو ماشین اونم دنبالش سوار شد. من ماشینم شاسی بلنده و شیشه هاش دودیه و از بیرون زیاد داخل معلوم نیست . زنم رو به من گفت واااای نمیدونی چه کیری داره اجازه میدی بخورمش؟ منم که اولین بار بود پیشم از این کارا میکرد گفتم اره عزیزم ولی فقط میخوری ها کار دیگه ای نمیکنی
مرده گفت حرکت کن بریم یه جا خلوت اینجا یهو یکی میبینه من یه جا میشناسم. 2 3 تا کوچه پایینتر گفت بپیچ تو این بنبست. یه کوچه بنبست خیلی کوچیک بود. ماشین رو نگه داشتم و برگشتم ببینم چیکار میکنن. مرده شلوارشو کامل کشیده بود پایین و زنمم قنبل کرده بود داشت کیرشو میخورد. مانتوشو داده بود بالا و مرده هم که معلوم بود تاحالا همچین جنده باکلاسی ندیده دست کرده بود تو ساپورتشو کونشو دست مالی میکرد با دست دیگشم سر زنمو به کیرش فشار میداد. منم گوشیمو در اوردمو شروع کردم به فیلم گرفتن از کیر خوردن زنم.کیرش 2 برابر کیر من بود و زنم به زور 70 80% تو دهنش جا میداد. گفت این زنته؟ گفتم اره نظرت چیه؟گفت خیلی جندست خیلی سکسیه. گفتم قابلتو نداره حال کن. گفت کس کش بی غیرت ببین چطوری جرش میدم.
حال میکردم اونجوری باهام حرف میزد.موهای کیرش خیلی بلند بود و تخماش بخاطر اون موها اصلا معلوم نبود خیلی کثیف بود. یه دفه موهای زنمو گرفت محکم کشید عقب و کیرشو از دهنش در اورد زنم گفت ای ای درد داره نکش
گفت واسه دردش میکشم دیگه، و بعد صورت زنمو به تخماش که پر از اب دهن زنم فشار داد و مجبورش کرد تخماشو با اونهمه مو بلیسه بعد دوباره کیرشو کرد تو دهنش و تو دهنش تلنبه میزد. موهاشو گرفته بود تو دستاشو مجبورش میکرد تند تند کیرشو بمکه. صورت زنم قرمز شده بود بخاطر فشار کیر بزرگش . بعد یهو کیرشو تا اخر کرد تو دهن زنمو همونطوری نگه داشت و ابشو خالی کرد تو حلقش زنم دستوپا میزد داشت خفه میشد اما مرده ولش نمیکرد چند بار نزدیک بود بالا بیاره. مرده مجبورش کرد کل ابشو بخوره و بعد ولش کرد زنم کیرشو از دهنش در اوردو سرشو گذاشت رو تخمهای مرده و نفس نفس میزد. منم کلا داشتم فیلم میگرفتمو حال میکردم و کیرمو میمالیدم. بعد از اینکه کمی حالش جا اومد گفت جووووون قربون کیرت بشم خیلی حال دااااد تاحالا کیر به این خوشمزگی نخورده بودم عالی بوووووود بعد شروع کرد کیر نیمه خوابشو لیسیدن و تخماشو میلیسید
مرده رو به من گفت هوی بی ناموس بیا این زن جندتو از رو کیرم جمش کن. بعدم زنمو کنار زد و لباساشو مرتب کرد و شمارشو داد به زنم گفت هروقت کیر خواستی زنگ بزن میام جرت میدم. بعد رو به من گفت منتظر تماست هستم کس کش بعدم یه سیلی محکم زد به کون زنمو رفت. زنم گفت ببخشید کنترلمو از دست دادم وقتی کیرشو دیدم نباید اینجوری میشد. گفتم نه نه اتفاقا عالی بود حالا بیا فیلمشو ببین عالی بودی خیلی خوشم اومد. گفت حرکت کن سمت خونه فعلا نا ندارم بیام جلو خونه فیلمو نگاه میکنم. راه افتادیمو تو مسیر یه کم موها و ارایششو مرتب کرد و یه اب معدنی خریدم دهنشو شست و رفتیم خونه.
ادامه دارد...
     
صفحه  صفحه 2 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / همسر خوش هیکل من بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.